کد خبر: ۱۹۰۵۵۲
تاریخ انتشار: ۰۵ آذر ۱۳۹۶ - ۰۸:۳۶
جایگزینی مدیریت میز و صندلی به جای مدیریت بحران در زلزله کرمانشاه
مدیریت بحران، مدیریت میز و صندلی ها نیست، تا پیش از بحران همه سازمان ها از آمادگی کامل برای رویارویی با انواع رویدادهای غیر مترقبه خبر می دهند و زمانی که بحران به وجود می‌آید با انواع مصاحبه‌ها می‌گویند که همه چیز تحت کنترل است اما واقعیت آن است که مردم در وضعیت بحرانی قرار دارند و هم چنان ناراضی و در مضیقه اند.

به گزارش اعتدال، سوانح و حوادث طبيعي سالانه سبب خسارتهاي بسيار قابل توجه جاني و مالي در كشور مي‌شود. با توجه به موقعيت كشور و نحوه قرارگيري شهرها در نقاط آسيب پذير از لحاظ زلزله، ضرورت پرداختن به اين مساله امري بديهي است. يكي از ضروري‌ترين اقدامات و مسايل، به كار گيري اصول مديريت بحران به منظور كاهش مخاطرات، آمادگي، مقابله، بازسازي و بازتواني است. بنابراين مديريت بحران فرآيندي پويا در قالب اقداماتي سنجيده مي باشد كه پيش از وقوع بحران، در زمان وقوع بحران و بعد از وقوع بحران انجام مي شود.

زلزله غرب استان کرمانشاه برای سازمان مدیریت بحران و دستگاه های امداد و نجات آزمونی بود تا مشخص شود چقدر برای رویارویی با حوادث غیر مترقبه آماده هستند و علی رغم خدمات و تلاش های زیاد اما نتوانستند نسبت به میزان بزرگی حادثه رخ داده موثر ظاهر شوند.

با وقوع زلزله 7 و سه دهم ریشتری در ازگله کرمانشاه، بازهم در کشورمان شاهد یک زلزله بزرگ بودیم. در چند سال گذشته متاسفانه زلزله ها و حوادث مهیبی رخ داده است،رودبار، بم، هریس و ورزقان و حالا کرمانشاه. این زلزله‌های بزرگ نشان می‌دهد سراسر ایران همواره باید آماده وقوع چنین زمین لرزه هایی باشد.

زمانی که ایران میزبان این همه زلزله است، باید مدیران فکری به حال آمادگی برای زلزله بعدی کنند. از آمادگی پیش از بحران، در حین آن و پس از زلزله؛ این رویداد تعارف ندارد با کسی مهیب است و هرچه ریشترش بیشتر باشد و خانه ها غیر ایمن تر بیشتر جان می‌گیرد. هر چند این مطالب تکراری باشند اما زمانی که در رویداد های پیشین کسی به آن گوش نداد و یا مدیرانی نالایق تر از پیشینیان سکان دستگاهای امدادی و مدیریت بحران را بر را گرفتند طبیعی است در شهرهایی به جمعیت سرپل ذهاب و ثلاث باباجانی هم بحران مدیریت نمی‌شود.

اکنون و در سراسر ایران بسیاری از ساختمان های مناطق شهری تاب و توان مقاومت در برابر زلزله های با ریشتر بالا و البته عمق کم را ندارند. این وضعیت در مناطق حاشیه نشین و مسکن های روستایی بد تر است و در صورت بروز زلزله شدید شرایط بسیار خطرناک می‌شود.

برای مرحله پیش از وقوع زلزله و بحران قرار نیست که اقدامات خیلی بزرگی انجام شود همین که ساختمان ها طبق اصول مهندسی احداث شوند و کارفرما و ناظران اصول و وظایف خود را انجام دهند بسیاری از مشکلات فعلی رخ نمی دهد. مثلا در مسکن مهر سرپل ذهاب اگر ستون ها به جای بتون و سیمان با کیفیت از خاک پر نمی‌شدند ستون ها کج نمی شدند و یا اگر دیوارها استاندارد ساخته و محکم می‌شد فرو نمی‌ریخت.

البته این اتفاقات تنها برای زلزله صادق نیست؛ باید حتما اتفاقی بیفتد و تعداد زیادی از هموطنانمان را از دست بدهیم تا پس ازحادثه‌هایی مثل فروریختن پلاسکو، پاساژهای قدیمی زیر ذره بین بروند البته برای مدت محدودی؛ زیرا هنوز بسیاری از پاساژهای پایتخت که ایمنی بسیار پایینی دارند با قدرت در حال فعالیت هستند.

پس از زلزله کرمانشاه باز هم مدیران و مسئولان کشور در سخنرانی و جلسات و مصاحبه هایشان از اهمیت تقویت استحکام ساختمان ها و.. سخن می‌گویند اما آزمون این اداعا ها متاسفانه تنها در رخدادهایی مثل زلزله قابل اندازه‌گیری است.

این مسائل مربوط به شرایط پیش از زلزله بود، در اتفاقاتی که همواره در زمان بحران رخ می دهد ضعف ها خود را به خوبی نمایان می کنند، ضعف هایی که با جان آدمی بازی می‌کنند.

مسئله‌ای که در این میان و در زلزله غرب استان کرمانشاه مطرح است مدیریت کردن مدیریت بحران است، سرعت انتقال کمک ها و نیروها در بحران زلزله کرمانشاه به حدی پایین بود که مدیران امداد صبر کردند تا هوا روشن شود و پس از آن با توجه به میزان فاجعه به کمک زلزله‌زدگان پرداختند. البته روز بعد که هوا روشن شد ترافیک و ریزش کوه عاملی شد برای تاخیر در انتقال آسیب دیدگان و کمک به زلزله‌زدگان.

غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی نماینده مردم رشت در مجلس با تاکید بر ضعف برنامه ریزی ها در زمان بحران گفت: هزینه‌ای که کشور برای پدافند غیرعامل پرداخته پس در کجا باید به درد بخورد؟ ما آماده بحران نیستیم و تنها تصور می کنیم این آمادگی را داریم. آیا اگر طی روزهای آینده مناطق دیگری دچار بحران های شوند، مراکزی مثل هلال احمر می توانند دوباره سرویس دهی کنند یا اینکه دوباره باید از کلاه سبزهای ارتش استفاده کرد؟

مدیریت بحران، مدیریت میز و صندلی ها نیست، تا پیش از بحران همه سازمان ها از آمادگی کامل برای رویارویی با انواع رویدادهای غیر مترقبه خبر می دهند و زمانی که بحران به وجود می‌آید با انواع مصاحبه‌ها می‌گویند که همه چیز تحت کنترل است اما واقعیت آن است که مردم در وضعیت بحرانی قرار دارند و هم چنان ناراضی و در مضیقه اند.

ضعف در توزیع کمک ها و اقلام حیاتی به حدی زیاد بود که مردم عادی نخستین کسانی بودند که به بسیاری از روستاها کمک رسانی می‌کردند. جعفرزاده در پاسخ به این سئوال که علت حضور مردم در مناطق زلزله زده چیست گفت: در نظام توزیع امکانات امدادی یک نوع بی اعتمادی از سوی مردم دیده می شد. حتی مردمی هم که می خواستند به زلزله زدگان کمک کنند مایل بودند خودشان کمک هایشان را برسانند چرا که به دولت اعتماد ندارند. این چیز خوبی نیست چون عدالت توزیع در آن دیده نمی شود.

اکنون از هر طرف وعده و وعیدها شنیده می شود اما زمانی موج خبری زلزله آرام شد و کم کم از اهمیتش را از دست داد مسئولان هم با خیال راحت تری به صندلی شان تکیه می دهند و یا برای پست بعدی که در کدام استان و سازمان مسئولیت داشته باشند لابی می کنند./

پایان پیام

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
اخبار داغ