کد خبر: ۱۹۰۴۶۹
تاریخ انتشار: ۰۴ آذر ۱۳۹۶ - ۱۵:۳۰
محمد فاضلی
 یادداشت 332 کلمه‌ای «چگونه آسوده می‌خوابی مهندس؟!!» سبب شد تا بیش از 15000 کلمه یادداشت انتقادی دریافت کنم. ایده‌های اصلی آن حدود 4000 کلمه است و همان گونه که از ابتدا قصد داشتم در چند یادداشت به آن‌ها می‌پردازم. آن یادداشت و ادامه آن، بخشی از تعهد من به گسترش گفت‌وگو و تحریک جامعه به اندیشه‌ورزی درباره مسأله ایمنی است که بعد از عضویت در «کمیته ملی بررسی حادثه پلاسکو» آن‌را دنبال کرده‌ام، اما پیش از ادامه بحث، مواضعم را روشن کنم. 

اول، یادداشت «چگونه آسوده می‌خوابی مهندس؟!!!» آشکارا و تعمداً ساختار را نادیده می‌گیرد. من همواره از نگاهی ساختاری - و نه قربانی کردن فرد - استفاده کرده‌ام، اما دو چیز مد نظر داشتم: 1. گفت‌وگوی اجتماعی درباره ایمنی را تحریک کنم؛ و موفق بودم. این میزان واکنش به متن (صدها هزار بار خوانده شدن، و تولید ده‌ها هزار کلمه در واکنش به آن) خوب است؛ و 2. توجه بدهم به این‌که مسئولیت فردی در میان همه مشکلات سیستمی را در نظر بگیریم؛ ارجاع هر چیز به خرابی سیستم، از ما توجیه‌گرانی خطرناک می‌سازد که به تدریج یک گام در مسیر اصلاح برنخواهیم داشت. 

دوم، آیا باید برای رسیدن به این اهداف به مهندسان توهین می‌شد؟ یادداشت «چگونه آسوده می‌خوابی مهندس؟!!!» لحن گزنده‌ای دارد، اما توهین نیست. من اساساً توهین به یک صنف را به رسمیت نمی‌شناسم. «مهندسی»، «پزشکی»، «جامعه‌شناسی»، «معلمی» و سایر اصناف و مشاغل، هویت جمعی مشخصی نیستند که به آن توهین بشود. نقد وضعیت هر یک از این اصناف و مشاغل، به معنای توهین به فرد فرد مهندسان، پزشکان یا جامعه‌شناسان نیست؛ هر چند در ایران ما متداول است که اگر یک سریال تلویزیونی چهره ناخوشایندی از یک جامعه‌شناس، مهندس یا پزشک به تصویر بکشد، صدای صاحبان این مشاغل بلند شود. مهندسان، پزشکان، جامعه‌شناسان، معلمان و ... درست‌کار بسیارند اما می‌توان هر رسته از مشاغل را نقد کرد، بی‌محابا. 

سوم، تلگرام جایی برای بحث علمی یا نگاشتن مقالات کارشناسی دقیق نیست. قرار نیست تلگرام ما را از خواندن متون سنگین و عمیق بی‌نیاز سازد. تلگرام در بسیاری موارد فقط ما را به امور مهمی توجه می‌دهد، ایده‌هایی در اختیار ما می‌گذارد، چشم‌اندازهایی را معرفی می‌کند یا انرژی وارد شدن به مباحثه‌ای را برمی‌انگیزد. نوشته‌های من در تلگرام ارزش علمی به معنای آکادمیک ندارند، حتی اگر داده‌های مورد تأیید علم هم در آن‌ها به‌کار رفته باشند. من در تلگرام مقاله یا کتاب علمی نمی‌نویسم. متن‌های تلگرامی مختصر نوشته می‌شوند، با هدف نهایت جلب توجه مخاطب به نکته‌ای مهم، برانگیختن گفت‌وگویی عمیق‌تر در فضایی بیرون از تلگرام، یا پیشبرد ایده‌هایی که باید در جای دیگری پیگیری شوند.

چهارم، آیا نقد مهندسی به معنای تبرئه کردن جامعه‌شناسان از کاستی‌ها و کوتاهی‌های ایشان در کشور است؟ ابداً. کشوری که در آن زندگی می‌کنیم با همه خوبی‌ها و بدی‌هایش ساخته دست همه ماست. مهندسان مسئول همه کاستی‌های ایمنی ساختمان نیستند، و جامعه‌شناسان نیز مسئول همه آسیب‌های اجتماعی یا زوال اعتماد نیستند، اما از زیر بار مسئولیت شانه خالی نکنیم و در تحلیل و تعیین سهم خودمان کوشا باشیم. مسئولیت فردی را نباید زیر پای نقائص سیستم، قربانی کرد.

پنجم، تعداد زیادی از منتقدان، متن را دقیق نخواندند. اشاره متن به «مسکن مهر» در فضای جاری، خیلی پررنگ شد، اما متن به تخریب بیمارستانی که هیچ ارتباطی به مسکن مهر ندارد اشاره می‌کند؛ و فقط مهندسان ناظر ساختمان‌هایی که مهندس ناظر دارند مد نظر نیست، بلکه نظارت توسط دستگاه‌های ناظر بر ساختمان‌های دولتی نیز در متن هست. این یعنی فقط دولت نهم و دهم هدف نیست، کل نظام ساخت‌وساز هدف است صرف‌نظر از دولت‌ها. بند آخر هم می‌پرسد «مهندس! پای اسناد چند خانه، جاده، بیمارستان، مرکز خرید، پل، راه و سازه را امضا کرده‌ای؟» ننوشتم «اسناد نظارت» تا فقط مهندسان ناظر هدف باشند. یک ساختمان «اسناد» زیادی دارد – از اسناد پیشنهاد ساخت تا طراحی، محاسبات، تأیید کیفیت مصالح، نقشه‌ها، مجوزهای شهرداری و دستگاه‌های دولتی تا اسناد نظارت – که اغلب آن‌ها را مهندسان امضا کرده‌اند. من این سؤال را فقط از مهندسان ناظر نپرسیدم.

ششم، تقریباً هیچ کس دقت نکرد و حتی یک کلمه در میان پانزده هزار کلمه یادداشت درباره این متن، به معنای دیگر «مهندس» توجه نداشت. «مهندس» هویت بسیاری از سیاست‌گذارانی است که فکر می‌کنند به شأن «مهندس بودن» شایسته است سیاست‌گذار باشند. یادتان باشد، مهم‌ترین اسناد ساخت خانه‌ها، پل‌ها، راه‌ها، سدها، مرکز خریدها و سایر تأسیسات، توسط سیاست‌گذارانی امضا می‌شوند که شوربختانه، در بهترین حالت «فقط» می‌توانند ادعا کنند مهندس‌اند. 
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: