کد خبر: ۱۸۰۶۶۴
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۳:۴۱
نصرت‌الله تاجیک
نصرت‌الله تاجیک سفیر پیشین ایران در اردن و کارشناس مسائل خاورمیانه در چشم انداز روابط ایران و عراق را مورد بررسی قرار داد.

پرونده داعش در عراق تمام شده تلقی می شود ولی همچنان که پیش از آن مشخص بود و کارشناسان بدان اذعان داشتند مسائل پسا داعش پیچیده به نظر می رسد. عراق ضربات سنگینی را متحمل شده است و مشکلات دیگری نیز در جهت بازسازی و استقرار یک حکومت مرکزی قدرتمند پیش رو دارد. مسائل و اختلافات درونی و گروههای آن نیز روند متغیری را برای آینده عراق باعث می شود. تحرکات گروههای سیاسی و ارتباطات آنها همچون سفر مقتدی صدر به عربستان و همچنین بحث هایی در مورد شکل گیری حزبی جدید از طرف سید عمار حکیم این موضوع را متبادر می کند که آیا عراق جدید قصد دارد فاصله خود را با ایران حفظ کند و ارتباطات دیگری از جمله با عربستان در جهت منافع خود شکل دهد؟ در این باره با نصرت‌الله تاجیک سفیر پیشین ایران در اردن و کارشناس مسائل خاورمیانه گفت‌وگو کرده‌ایم که از نظر می‌گذرانید.

تحرکات گروه‌های مختلف عراقی از جمله سفر مقتدی صدر به عربستان را چگونه ارزیابی می کنید. آیا عراق قصد دارد فاصله اش از ایران را افزایش دهد و عربستان را جایگزین آن کند؟

به نظر می رسد این تحرکات را بتوان در راستای تنوع طلبی سیاست خارجی عراق تعبیر کرد و نه اینکه لزوما آن را به معنای فاصله گرفتن از ایران دانست. ما هر تحرک نیروهای داخلی عراق را نباید علیه خودمان تجزیه و تحلیل کنیم. لذا به نظر می رسد رفتن مقتدی صدر به عربستان و ملاقات او با محمد بن سلمان را نباید دقیقا علیه خودمان تلقی کنیم. 

ما باید سیاست‌های مشخصی را طراحی و تدوین کنیم و به پیش برویم. اینکه نیرو یا جریانی در عراق دچار تحول شود یا رئیس و رهبر آن تغییر کند، نباید استراتژی ما را به هم بزند. ما باید استراتژی مشخصی درباره عراق داشته باشیم. دوم اینکه سیاست‌های مشخصی از آن استراتژی ها و راهبردها پی ریزی کنیم، سوم اینکه برنامه کاری داشته باشیم و چهارم اینکه ببینیم چقدر منابع برای اجرای این برنامه ها داریم. البته هر کشوری شاید نیازمند آن است که این مسائل را داشته باشد ولی از آنجایی که عراق عمق استراتژیک ماست، بحث هایی دیگری چون همسایگی، حضور شیعیان، عمق تاریخی و ارتباطات گذشته نیز وجود دارد که باعث اهمیت روابط متقابل می شود. به هر صورت دو کشور در شرایط ژئوپلتیکی خاصی هستند که هر کدام مسائلش روی دیگری اثر می گذارد. این نیازمند دقت، برنامه ریزی و کار بیشتر است و آینده نگری دقیقی نیاز است.

لذا در هر قسمت که عراقی ها تحول فکری یا عملیاتی دارند، نباید احساس کنیم علیه ما است. ما باید بیش از آنکه به آنها خرده بگیریم باید برگردیم و ببینیم که چه اقدامات و عملکردی در صحنه عراق داشتیم که این روند را باعث شده است. من رفتن مقتدی صدر به عربستان را علیه منافع کشورمان نمی دانم ولی اگر تحلیلگری فکر می کند این علیه ما است ما باید بجای اینکه به مقتدی صدر خرده بگیریم باید به خودمان برگردیم و سیاستها و راهبردها و عملکردمان را بررسی و مورد نقد و ارزیابی قرار دهیم. اگر ما در این مولفه ها راه درستی رفته ایم آنگاه به عنصر بیرونی هم نگاه کنیم و مشکل را در بیرون جستجو کنیم.

من اصولا طرفدار روش تجزیه و تحلیل و یا فلسفه ملاصدرا که عنصر درونی را مهم می داند، هستم. از این رو در تحلیل سیاسی هم نظرم این است که ابتدا خود را آنالیز کنیم و بعد از زاویه دیگر به موضوع بنگریم.

یک نکته هم اضافه کنم. این حساسیتها در زمینه این سفر و یا هر تحرکی که شاید به مذاق ما خوش نیاید را باید ببینیم از کدام طرف ظهور و بروز پیدا میکند. اگر مقامات رسمی است که موضع رسمس ایران اینست که این سفر امر داخلی عراق است. از سوی دیگر سخنگوی جریان صدر عراق گفته که این سفر با هدف شفاف سازی و بهتر کردن جو موجود انجام شده است. این نشان از عقلگرائی است که نیروهای تاثیر گذار مسائل و مشکلاتشان را با گفتگو حل کنند. این اقدام سوای آنکه چه نتیجه ائی در بر داشته باشد حرکت خوبی است. ضمنا" این موضعگیریها می تواند به نوعی چراغ سبز از سوی مقامات رسمی برای ایجاد کانال گفتگو هم باشد. بهر صورت گفتگو، شفاف سازی، تلاش برای پیدا کردن راه حل برای مسائل منطقه بهتر از تداوم جنگ، خشونت و خونریزی و هدر دادن منابع کشورهای مسلمان منطقه است.

عربستان چه اهدافی را در عراق دنبال می کند؟ دنبال رابطه مسالمت آمیز و کمک به بازسازی عراق است یا به دنبال تعریف عراق در معادله عربی و جدا کردن آن از ایران است؟

به نظر می رسد که تحلیل دوم دقیقتر باشد. معتقد هستم که عربستان سیاست‌هایش دو ویژگی دارد:

اول اینکه به دنبال برجسته سازی حضور و وجود خود است. وقتی شورای همکاری خلیج فارس را تعریف میکند به دنبال مطرح کردن خود است، در قدم بعدی وقتی از اتحادیه عرب حرف می زند باز هم از رهبری و برجسته سازی خود سخن می گوید.

ویژگی دوم آن رودرویی با سیاست ایران است که از جنبه عقلایی و سیاسی خارج شده و بیشتر جنبه امنیتی پیدا کرده و حضور ما را در هر جا به نوعی مانع پیشبرد سیاستهای خود می داند که درست نیست. البته ما در یک منطقه توسعه نیافته ای هستیم و با همسایگانی زندگی می کنیم که هر کدام مشکلات خاص خود را دارند، گفتمان سازی و کارهای سیاسی شکل نمی گیرد. گفت و گو برقرار نمی شود و بیشتر فعالیتها جهت داده و برچسب زده می شود. از این رو همه دنبال حذف هستند و نه همکاری مشترک.

از این دیدگاه فکر می کنم که عربستان به دنبال این است که ایران کمتر یا اصلا در حوزه عربی قرار نگیرد، به علاوه اینکه اگر به عنوان یک تحلیلگر بیرونی نگاه کنیم باید بپذیریم که عراق با عربستان هم همسایه است و آنها هم نگرانی خود را دارند. با ما هم همسایه هستند و به هر روی مشترکات مهم و تاریخی نیز داریم. عنصر شیعه و ارتباطات مردمی، رفت و آمدها و وجود عتبات عالیات باعث می شود این ارتباطات خاص و مهم باشد، ولی سعودی ها هم همسایه جنوبی عراق هستند و ممکن است حتی دغدغه های امنیتی و مرزی و مسائلی از این نوع هم داشته باشند که بتوان وزن و بهایی به این دغدغه ها داد ولی بیشتر از حدش به نظر می رسد که نمی توان آنرا در این حد برجسته کرد. ولی این تحلیل هم منتفی نیست که عربستان بخواهد در بازسازی عراق هم شرکت کند ولی اینکه بخواهد صرفا برای بازسازی عراق این ارتباط را برقرار کند بعید به نظر می رسد.

به نظرتان این توان و ظرفیت در عراق وجود دارد که با توجه به حضور ایران و امریکا و عربستان نوعی توازن در روابط خارجی خود ایجاد کند تا بتواند تنش ها و هزینه های خود را کاهش داده و به فرصتهایی تبدیل کند؟

اگر به تحلیل های بین المللی در مطبوعات و اندیشکده های غربی در مورد عراق نگاه کنیم دغدغه عراق بیش از هر چیز آینده موصل دانسته می شود، اینکه موصل را چه کسانی اداره یا مدیریت خواهند کرد، نقش حشد الشعبی در آن چگونه خواهد بود و از این دست مسائل.

باید توجه کرد که در عراق زیرساختهای سیاسی اجتماعی عموما تخریب شده است. زیر ساخت های توسعه ای از بین رفته و در آن تحریمهایی که به عراق در دهه نود تا 2003 که امریکا بدان حمله کرد تحمیل شد، خیلی از زیر ساختهای این کشور چه از لحاظ مادی و چه معنوی از بین رفت و بعد از آن امریکایی ها در آن حضور داشتند و اکنون هم نقش ایفا می کنند و مرحله دوم تخریب این زیر ساختهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و حتی تاسیسات زیر بنایی شکل گرفت.

با حضور داعش مرحله دیگری از موج تخریب طاعون وار در عراق ایجاد شد. عراق سه چهار مرحله این موجهای سنگین را تحمل کرده است. از لحاظ توسعه انسانی لطمه خورده و همه چیز به هم ریخته و تغییر کرده است. این بهم خوردگی در چهره ژئوپلتیکی عراق باعث می شود سخت بتوان پیش بینی کرد که چه مسائلی اتفاق خواهد افتاد یا چه سناریوهایی محتمل است. ولی مهمترین عنصر مخرب در عراق به نظر می رسد روشهای امریکایی باشد چه در مورد فدرالیسم و چه از نظر کارهایی که در ابتدا پل برمر انجام داد و همین طور بقیه افراد.

از این رو به نظر می رسد عراق طول می کشد تا مستقر شود. ثبات و امنیت چه از نظر حکومتی و چه از ابعاد دیگر در حال تحول است. موضوع جدیدی که عراق با آن روبرو است رفراندوم اکراد است و این دوباره می تواند زلزله ای دیگر بر این اندام نحیف در شرف ثبات باشد. از این رو این جامعه دائم در حال تکان خوردن و لرزه است. با این تفاسیر در آینده نزدیک نمی توان روی عراق حساب مشخصی باز کرد.

در ابعاد همسایگی و بحث حسن همجواری و همکاری های مرزی و رفت و آمد زوار، این ارتباطات شکل می گیرد ولی اینکه فکر شود بتوان روابط استراتژیک ایجاد کرد در حال حاضر بعید به نظر می رسد. هم اینکه امریکایی ها در عراق نفوذ و حضور دارند و عراقی ها هم مانند سعودی ها با ظن خاصی به سیاست خارجی ما نگاه می کنند. علیرغم همه تلاشها و رویکرد مثبتی که وجود داشته در زمینه کمکها و مبارزه با داعش و چه استقرار صلح و ثبات. لذا به نظر می رسد که ایران نیاز به یک بازنگری اساسی در تهیه استراتژی جدید یا برنامه سیاسی در مورد عراق دارد تا بتواند نقاط قوت و ضعف و فرصت ها و تهدیدهای عراق را در سیاست خارجی خود تعبیه کند و بر اساس آن یک استراتژی را پیگیری کند تا در آینده اگر هم هر مقامی از عراق با مقامات عربستان دیدار کرد لرزه بر انداممان نیفتد که عراق را از دست رفته ببینیم. یعنی ما نیازمند رویکردی واقع بینانه با نگاه به تحولات بیرونی در مورد عراق هستیم.

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
اخبار داغ