کد خبر: ۱۷۶۶۸۹
تاریخ انتشار: ۱۱ تير ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۲
نصرت اله تاجیک
 اینکه عربستان روی چند گسل داخلی (سیاسی، نسلی، طائفی، مذهبی و.....) و خارجی (همسایگان، روابط بین الملل، حقوق بشر، حمایت از تروریسم و ...) زندگی میکند شکی نیست و جابجائی غیر منتظره ولیعهد هم نمونه عینی ان است. اما همچنان این گسلها وجود دارند و هیچ قرینه ائی در تخلیه پتانسیل آنها نیست و بستگی به دو نکته دارد: اول شرایط فعال شدن هر یک از این گسلها که به عوامل داخلی و خارجی فراوان مربوط میشود و دوم نحوه عمل محمد بن سلمان و پذیرش اقدامات وی در داخل و خارج و از جمله آمریکا. در سطح منطقه و در صحنه بین المللی نیز تحولاتی اتفاق افتاده است از جمله تغییرات در امریکا که بر روند تحولات عربستان تاثیر فراوانی خواهند گذاشت و ما نیز باید آنها را در معادلات خود وارد کنیم. در این زلزله و یا پس لرزه های آن نیاز به تولید زلزله مصنوعی نیست کافی است با مدیریت بحران سعی کنیم این زایمان تا حد امکان طبیعی صورت گیرد.

نصرت‌الله تاجیک، سفیر پیشین ایران در اردن در گفتگویی با مثلث به بررسی سیاست‌ها و مواضع ولیعهد جدید سعودی، محمد بن سلمان در قبال ایران پرداخت و گفت موضع ضدایرانی بن سلمان می‌تواند حاصل دو فرایند باشد نخست درگیری‌های داخلی هیات حاکمه عربستان و دیگری معلول و نتیجه اختلاف ایران و عربستان در برخی مسائل سیاسی. تاجیک احتمال وقوع جنگ میان ایران و عربستان در کوتاه مدت را ضعیف دانست و گفت از آنجایی که امروز عربستان در یمن، سوریه و شورای همکاری مشکل دارد و طبیعی است که این ولیعهد جدید در آرامش کار خود را شروع کند، لذا در شرایطی نیست که یک جنگ مستقیم را آغاز کند. بنابراین اگر همین روند کنونی روابط بین دو کشور بخواهد ادامه پیدا کند بیشتر به سمت اقدامات ایذایی در صحنه داخلی ایران و یا در کشورهایی که ایران در آنجا حضور دارد پیش خواهد رفت و اقداماتی علیه ایران انجام خواهد داد. اما ما نیز یک بازیگر فعال هستیم و باید با دیپلماسی شرایطی فراهم کنیم تا عربستان متحول شود و بتواند دوران گذار به سمت جامعه مدنی را راحت تر طی کند.

چندی پیش ملک سلمان پادشاه سعودی، محمد بن نایف بن عبدالعزیر ولیعهد سعودی را برکنار و با تعیین فرزندش محمد بن سلمان به ولیعهدی زمینه لازم را برای پادشاهی وی فراهم کرد. ارزیابی شما از این تغییر و تحولات داخلی در عربستان سعودی چیست؟
ولیعهدی محمد بن سلمان از ماه‌ها پیش قابل پیش بینی بود؛ درواقع یک سال پیش در خرداد سال 95 که باراک اوباما او را در اتاق بیضی شکل کاخ سفید که مخصوص ملاقات با سران کشورهاست، پذیرفت، نشان داد که بن سلمان دارای ظرفیت و جایگاه ویژه‌ای در سیستم حکومتی عربستان خواهد بود. طبیعی است آنهایی که به سنت در عربستان نگاه می‌کنند خواهان آن هستند فرمول ولیعهدی فرزندان ملک فیصل تکرار شود اما در جایی که حدود نیمی از جمعیت عربستان جوان هستند، رهبران سعودی با آن روش سنتی نمی‌توانند جامعه را اداره کنند لذا جوان‌گرایی یکی از ویژگی‌های جدید سیاست و حکومت در عربستان است و با ایده هائی که وی دارد مورد حمایت جوانان است.

در عین حال باید توجه داشت که محمد بن سلمان یک فرد تیزهوش، خوش رو و قابل است این در حالی است که بعضا اخبار منفی زیادی راجع به او منتشر می‌شود که خیلی درست نیست. او داخل عربستان تحصیل کرده و اخبار منفی راجع به او به نسبت دیگر شاهزادگان خیلی کمتر است. او از سال 2005 همراه پدرش بعنوان رئیس دفتر امیر ریاض و وزیر دفاع پست‌های مهی در کشور داشته است.

بن سلمان تاکنون اظهارنظرهایی تندی در قبال ایران داشته است. به طور کلی موضع ولیعهد جدید سعودی در قبال ایران چگونه است؟
در این خصوص دو نکته قابل ذکر است؛ نخست آنکه موضع ضدایرانی بن سلمان معلول اختلاف ایران و عربستان در برخی مسائل سیاسی است و علت آن اختلافات نیست. این اختلاف سیاسی به چند مسئله در خاورمیانه و سایر مسائل شامل مسائل نفتی، حج و غیره مربوط می‌شود لذا اختلافات سیاسی است و نه در حوزه امنیت ملی دو کشور. برای پیگیری مناسبات تهران و ریاض در آینده، این اختلافات ابتدا باید حل شود تا دو طرف بتوانند روابط شان را بر اساس خطوط قرمزشان تنظیم کنند. از سوی دیگر تهران و ریاض دارای رقابتی برای رهبری جهان اسلام هستند و هر کدام داعیه‌ای دارند؛ عربستان خود را خادم الحرمین می‌داند و ایران به دلیل وقوع انقلاب اسلامی، تاثیرات منطقه‌ای و نقش ژئوپلیتیکش در منطقه، جایگاه ویژه‌ای در دنیا و منطقه خاورمیانه دارد و این مسائل باعث شکل گیری این رقابت شده است. لذا بین دو کشور رقابت وجود دارد و چند نقطه اختلاف که باید با یک فرمول صحیح و مصالحه سیاسی حل و فصل شود. در کنار این مسائل و مشکلات همچنین متاسفانه تاحدودی پمپاژ اخبار منفی در رسانه‌ها وجود دارد که زمینه تعامل و مصالحه سیاسی را از دست مسئولان سیاست خارجی دو کشور می‌گیرد.

از یک سو ما در داخل کشور به سیاست‌های عربستان مخصوصا آن قسمتی که علایق ایران را تبدیل به مسائل امنیتی می‌کند و نسبت به آنها حساسیت نشان می‌دهد انتقاد داریم و اینکه سعودیها حاضر به پذیرش نقش و منافع ایران نیستند ولی از سوی دیگر پمپاژ اخبار منفی باعث می‌شود دست اندرکاران سیاست خارجی نتوانند روش معقولی را برای حل مسائل دو کشور دنبال کنند.

با توجه به این مسائل آینده روابط دو کشور را چطور پیش بینی می‌کنید؟
فرضیه‌ای وجود دارد که هم نیاز به اطلاعات بیشتر دارد و هم زمان می‌برد تا اثبات شود مبنی بر اینکه تا به امروز در داخل هیات حاکمه سعودی اختلافاتی بین دو جناح وجود داشت؛ از یک سو محمد بن نایف و از سوی دیگر محمد بن سلمان هر دو در جایگاه مهمی قرار داشتند و اختلاف نظرهای بسیاری از جمله در مورد ایران داشتند. در واقع من معتقدم شاید چون مواضع بن نایف در خصوص ایران منعطف‌تر از بن سلمان بود منجر به آن شده بود که بن سلمان مواضع ضدایرانی بگیرد. اما در حال حاضر چون حاکمیت به سمت یک دست‌تر شدن پیش می‌رود و از سوی دیگر چون ملک سلمان و شخص محمد بن سلمان خواهان آن هستند که محیط آرام‌تر شود تا بن سلمان بتواند به درستی به امورات داخلی و اقتصادی بپردازد احتمال تشدید مواضع ضد ایرانی از سوی بن سلمان کمتر می‌شود. ممکن است در شرایط جدید به نوعی اگر ایران نیز سیگنال‌هایی برای عربستان بفرستد و روشی بروز دهد که موقعیت سعودی را درک می‌کند و این جوان گرایی را مطلوب بر روش‌های قبلی بداند، ممکن است روابط دو کشور به سمت بهبود نسبی پیش برود. چرا که تا به امروز یک هیات حاکمه محافظه کار و داعش پرور در عربستان سعودی قدرت داشته است اما با پادشاهی بن سلمان شاهد حاکمیت جوان گرایی در عربستان خواهیم بود که ایران باید این جوان گرایی را به آن ترجیح دهد. اگر ایران این سیاست را در پیش بگیرد ممکن است مجموعه اقدامات باعث شود جو بین دو کشور آرام تر شود و مسائل مورد اختلاف نیز رو به حل رود. البته این کار بسیار سخت است زیرا مسائل زیادی بین دو کشور ایجاد شده است و جامعه عربستان هم روی گسل‌های نسلی، مذهبی، طائفه‌ای سنت و مدرنیته و.....قرار دارد. همچنین به دلیل اوضاع منطقه، مسائل بین المللی و وجود یک فرد غیر قابل پیش بینی در راس امور آمریکا به نام دونالد ترامپ شرایط تا حدی حساس شده است. لذا ما باید با دقت مسائل مان را پیش ببریم تا دو کشور به سمت جنگ پیش نروند. باید با دیپلماسی‌ای که در پیش می‌گیریم عربستان را به سمت رقبا و دشمنان خود سوق ندهیم.

آیا با توجه به سیاست‌ها و مواضع بن سلمان ممکن در آینده شاهد وقوع جنگی بین ایران و عربستان باشیم؟
من احتمال وقوع جنگ را در کوتاه مدت ضعیف می‌دانم امروز عربستان در یمن، سوریه و شورای همکاری مشکل دارد و این کشور در شرایطی نیست که یک جنگ مستقیم را آغاز کند. لذا ممکن است در سورت ادمه روند کنونی روابط بیشتر به سمت حرکات ایذایی در صحنه داخلی ایران و یا در کشورهایی که ایران در آنجا حضور دارد پیش برود و اقداماتی علیه ایران انجام دهد.

همچنین باید توجه داشت که محمد بن سلمان مسئول اجرای برنامه 2030 عربستان است. این برنامه یک برنامه اقتصادی جاه طلبانه است که بخش خصوصی را رشد می‌دهد. این برنامه باعث شکل گیری طبقه متوسط قوی در عربستان خواهد شد که اگر این اصلاحات پیش رود باعث می‌شود که تهران بتواند اهدافی چون افزایش قدرت مصالحه، گفتمان سازی و قدرت تحمل و تغییر و تحول کشورهای منطقه با هدف گفتگو به جای حاکمیت مسائل نظامی را بهتر پیش ببرد. هم اکنون محمد بن سلمان اقداماتی نظیر اعطای حقوق زنان را آغاز نموده و قصد دارد کشور را از مدیریتی اقتصادی که رانت نفتی آن برای دادن یارانه به هر خانواده سعودی مورد استفاده قرار می گیرد خارج کند و از حجم بزرگ بودجه دولت بکاهد. وی حامی جوانگرائی و طرفدار یک لیبرالیسم اجتماعی محتاطانه است که می تواند به توسعه سیاسی اجتماعی جامعه عربستان کمک کند.

در نهایت تهران باید چه دیپلماسی‌ای را در قبال ریاض در صورت روی کار آمدن بن سلمان در پیش بگیرد؟
سیاست خارجی ایران باید این تحول در عربستان را به چشم یک تحول داخلی عربستان ببیند و با این نگاه در خصوص روابط و مناسبات آتی با ریاض تصمیم گیری کند. این صحیح است که محمد بن سلمان برای منافع کشورش اقدام می کند اما مهم این است که ما برای کسب منافع حداکثری خود و از کار انداختن ماشین تخریب سعودی الگویی طراحی کنیم که بتوانیم خطوط قرمز همدیگر را رعایت کنیم و به خط و خطوط هم تجاوز نکنیم؛ ما با عربستان اختلافی مرزی و سرزمینی نداریم و اختلافات سیاسی داریم. لذا ایران باید روی کار آمدن بن سلمان را یک مسئله داخلی بداند و با در نظر گرفتن نکات مثبت او یک دیپلماسی کارآمد را برنامه ریزی کند.

طبیعتا با این خصوصیاتی که از وی برشمرده می‌شود، کارکرد بن سلمان در سیاست و حکومت و همچنین جامعه عربستان باید ضد روند گذشته باشد که عربستان زمینه و مهد پرورش تروریسم، خشونت گرایی و فرهنگ داعشی گری خوانده می‌شد. در این صورت چه بسا در آینده مسائل طایفه‌ای و مذهبی در یک جامعه پیشرفته سیاسی آسانتر حل و فصل شود و شیعیان نیز بتوانند حقوق سیاسی بیشتری را از هیات حاکمه مطالبه و دریافت کنند. لذا ما باید شرایطی فراهم کنیم تا عربستان متحول شود و بتواند دوران گذار را به سمت جامعه مدنی راحت تر طی کند.
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه‌های کسب و کار
عکس خبری