کد خبر: ۱۷۶۱۰۰
تاریخ انتشار: ۰۴ تير ۱۳۹۶ - ۱۴:۰۷
نصرت الله تاجیک
محمد بن سلمان نه الان ولیعهد شد و نه چندی دیگر پادشاه عربستان خواهد شد! وی آن زمانی به این سمت‌ها رسید که در خرداد سال گذشته در کسوت جانشین ولیعهد در سومین سفر خود به آمریکا که در یاداشت دیگری به آن خواهم پرداخت، در اتاق بیضی کاخ سفید که مخصوص ملاقات رئیس جمهور آمریکا با سران کشورهاست با اوباما دیدار کرد، در مصاحبه با مطبوعات آمریکا توضیح داد که دموکراسی قبیله‌ای عربستان چکونه کار می‌کند و مسئولیت تهیه سند چشم‌انداز 2030 عربستان را به عهده گرفت و تلاش نمود با در پیش گرفتن نوعی سیاست ریاضت‌طلبانه جامعه مصرفی و نفت‌زده عربستان را هم‌جهت با این طرح حرکت دهد.

با این مقدمه اگر با رویکری جدید و بدور از حساسیتهای مرسوم و حتی القائی، نگاهی به تحولات اخیر در عربستان انداخته و صرفا" انرا در پرتو بحران جانشینی تجزیه و تحلیل نکنیم، خوبست از زاویه روشهای مدیریتی حل مسئله (Problem Solving) ، ظرفیت سازی، استهلاک قدرت تخریبی عربستان و هل ندادن او به سمت رقبا و یا آوردن آنها به منطقه، به مسئله بپردازیم.

افراد در تمام دنیا و از جمله ایران و عربستان مجموعه ائی از نقاط مثبت و منفی هستند و محمد بن سلمان نیز این امر مستثنی نیست. وی از نوزده سالگی و زمانیکه پدرش امیر ریاض بوده وارد عالم سیاست شده و وقتی سلمان به وزارت دفاع منصوب شد نیز همراه او بود و طی این مدت دارای سمتهای مهمی بوده ، از عیاشی بدور و فرد پر کاری تلقی میشود. وی از جمله شاهزاده هائی است که در خارج تحصیل نکرده و آنچه که سایر شاهزادگان از صفات و ویژگیهای بد دارند مبرا بوده، حافظ قرآن، فارغ‌ التحصیل رشته حقوق و علوم سیاسی از دانشگاه ملک سعود ریاض و جزو ده دانش‌آموز برتر در کشور عربستان سعودی بوده است. وی بعنوان تکنوکراتی ظاهر شده است که در حال ساخت اقتصاد عربستان بدون نفت است. او به دنبال انجام اصلاحات در جامعه بشدت خرافی و محافظه کار مذهبی ، اعطای حقوق به زنان، رشد بخش فن آوری اطلاعات و توجه به بخش خصوصی، کم کردن تصدی گری دولت و فروش سهام آرامکو است.

اگر موارد بالا منفی تلقی نشود، اجازه دهید نگاهی کنیم به ویژگیهائی از وی که ممکن است به زعم ما منفی تلقی گردد. عموما" ادبیات غربی از وی به داشتن روحیه تهاجمی و بلندپروازانه، خواهان تغییر که به دنبال آن است تا تفکرات غربی را در عربستان سعودی اعمال کند، بی‌تجربگی و گرفتن تصمیمات بدون پشتوانه سیاسی و عجولانه و از جمله حمایت از تصمیم حمله به یمن و محاصره قطر یاد میکنند. در متون غربی جسارت او باعث تقویت این دیدگاه شده که وی از پتانسیل مهار ایران نیز برخوردار است. با توجه به اینکه سیاست‌های عربستان از محافظه‌کاری نسل قبلی به در آمده ، غرب بدش نمی اید به او شکل و شمایل «ایران‌ستیز» داده و از منظر غرب بهترین گزینه در ساختار قدرت در عربستان و همراهی با آمریکا برای مهار قدرت ایران باشد که ما باید در این زمینه هشیار باشیم و به دام طراحی های آنان نیفتیم. متاسفانه به دلیل عدم ارتباط و تعامل قبلی شناخت عینی کمتری را می توان در متون سیاست خارجی کشور ملاحظه کرد و ناچار باید به همین نکات درست و یا نادرست اکتفا کرد.

البته وی دارای دو جنبه شخصیت داخلی و خارجی است. در داخل او به‌عنوان جوانی سی‌ویک ساله که توانسته وارد هرم بالای قدرت شود در میان لایه‌های جوانان سعودی وجهه مطلوبی دارد. وقتی صحبت از گسل نسلی میکنیم باید توجه داشته باشیم عموما" شهروندان سعودی از «پیرمردان» خسته شده‌اند و حضور وی را نشانه‌ای از تغییر و گرایش جوان‌مدارانه در ساختار قدرت می‌دانند. یعنی شهروندان اینگونه تلقی میکنند که سیستم دارد کار میکند و به نیازهای آنان پاسخ میدهد. او اگرچه در ساختاری وهابی رشد کرده اما گرایش چندانی به سختگیری‌های نهادهای دینی نداشته و تلاش نموده نهادهای مذهبی در عربستان از شدت قوانین سختگیرانه اشان تا حدودی بکاهند. اما در صحنه خارجی هم وی محبوبیت داشته و دیدارهای خارجی سلمان عمدتا از سوی او انجام می‌گرفت. وی در سفرهای خود به کشورهای مهم دنیا (آمریکا، اروپا، روسیه) سعی کرده چهره‌ای از عربستان ترسیم کند که گویی این کشور قطب اقتصادی و نظامی در خاورمیانه و او سکاندار تغییر در عربستان است. تفاهم نامه های اقتصادی اخیر آمریکا که تا 400 میلیارد دلار گفته میشود، از ابتکارات او تلقی میشود. 

حال کمی بیاندیشیم، چگونه میشود برای حداکثر سازی منافع ملی خود و با تبعیت از راهبرد تنش صفر در منطقه، به چنین فردی کمک کرد تا با اصلاحات خود، هم عربستان دیگر داعش پرور نباشد و هم به دست داعش مسلکیها اداره نشود؟ کار با عربستان سخت است و نیاز به زحمت و اراده قوی برای تنش زدائی دارد. سعودیها اگر چه در سوریه و یمن و حتی در داخل شورای همکاری با مشکل روبرو شده اند ولی به صراحت میگویند ما به حرف اعتماد نداریم و باید اعمال دو طرف مبنای طراحی جدید برای روابط دو کشور قرار گیرد. ما می توانیم نه تنها با اقدامات و اعمالل سعودیها در یمن و نسل کشی آنها و اقداماتشان در بحرین و سوریه مخالف باشیم اما این مخالفت نیازی ندارد روابط دو کشور را دائما" در آستانه تحمل قرار دهیم که یک جرقه بتواند بشکه باروت نهفته در منطقه را به آتش بکشد. بعضی از این مخالفتهای ما منطقی و در صحنه بین المللی گوش شنوا دارد و نیاز نیست فقط بار اقدامات نا درست آنها را ما تحمل کنیم. بدون شک کشورهای غربی بطور عام و آمریکا بطور خاص نمی توانند از مسئولیت خود در قبال این اقدامات و مخصوصا" فاجعه انسانی در یمن شانه خالی کنند. 

اگر چه اینجا فرصت کالبد شکافی مشکلات رابطه بین دو کشور نیست، اما با این تبیین بد نیست علیرغم وجود اختلافاتی هم بین دو کشور و هم با وی، از آنجا که نامبرده دارای ویژگیهای مثبتی نیز در جامعه عربستان است، در قدم اول حداقل رسانه های کشور این انتصاب را سراسر منفی ندیده تا بعد از بررسی کارشناسانه در زمینه راههای اجرائی کردن این ایده و نحوه اقدام آن در زمینه انتقال چنین پیامی در زمینه این جابجائی، فرصت زمینه سازی برای تلطیف روابط دیپلماتیک فراهم گردد. هم عنصر تهور در سیاست خارجی تاثیرات شگرفی دارد و هم به میزانی که سعودیها گرفتار شده اند ما در موضع قدرت هستیم و هم سعودیها به این تائید و آرامش پس از آن برای دوران گذر نیاز دارند. پس نباید فرصت ظرفیت سازی سیاسی را در موضع قدرت از دست بدهیم. بلکه اینگونه اقدامات زمینه ائی خواهد شد برای برون رفت از این بن بستی که هم سعودیها گیر کرده اند و هم روابط دو کشور. ان‌شاالله!
منبع:خبرآنلاین
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: