کد خبر: ۱۷۱۵۱۵
تاریخ انتشار: ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۴
کارشناس مسائل اوراسیا معتقد است روندی که دولت یازدهم در قبال روسیه در پیش گرفته است باید در دولت جدید هم تداوم داشته باشد و اشتباهات دولت نهم و دهم تکرار نشود./ بایدتلاش کنیم،روسیه وچین‌به قطار قطعنامه‌های تحریمی نپیوندند
با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری ایران، این سوال به ذهن متبادر می شود که دولت آینده آیا می تواند همان دستاوردهای دولت یازدهم را در سیاست خارجی کشورمان ادامه دهد یا خیر؟ مسئله‌ای که کارشناسان حوزه دیپلماسی در حال حاضر بر آن تأکید دارند، رابطه با همسایگان، خصوصا روسیه و چین است؛ دو کشور عضو ثابت شورای امنیت سازمان ملل متحد و بازیگران اصلی در بحران سوریه؛ آن هم در حالی که به تازگی توافق شکننده‌ای میان طرفین در بحران فعلی منعقد شده است. برای بررسی آینده رابطه ایران و روسیه با دکتر جهانگیر کرمی، دانشیار روابط بین الملل در دانشگاه تهران گفتگو کرده ایم که از نظر می گذرانید:

کمتر از دو هفته به پایان دولت یازدهم مانده، به نظر شما دولت جدید در قبال روسیه چه راهبردی را باید در پیش بگیرد؟

دولت روحانی از ابتدای آغاز به کار در سال 1392 سیاست خارجی را بر مبنای تعامل سازنده با جهان در پیش گرفت و اصل را بر تعادل و تعامل گذاشت. در مورد روسیه نیز کوشید تا بر خلاف ادعای شرق گرایی دوران قبل، که منتهی به شش قطعنامه تحریم علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد با رای همین قدرتهای شرقی با همکاری غرب شد، ضمن حفظ اولویتهایی مانند روابط با  همسایگان و حل مشکل هسته ای و خارج کردن آن از وضعیت امنیتی و از ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد، بر همکاری منطقی، متعادل و معطوف به منافع ملی با همه دولتها و از جمله همه قدرتهای بزرگ تاکید کند. در این چارچوب، روابط با روسیه هم اهمیت یافت و کوشیده شد تا پس از شش سال کاهش در روابط دو کشور، به بازسازی روابط جدید با روسیه پرداخته شود.

در مورد آینده روابط نیز دولت باید به منظور تامین منافع ملی، سیاست تعامل سازنده را با روسیه دنبال نموده و در حوزه های دو جانبه و منطقه ای این همکاری ها را ادامه دهد و ضمن حفظ تعادل در روابط با سایر دولتها و قدرتهای موثر جهانی، تلاش کند تا در شرائطی چون سالهای 1384 تا 1392 که دولتهایی چون روسیه و چین به قطار قطعنامه های تحریمی علیه ایران سوار شدند، برنگردیم و به نام سیاست شرق گرایی، ایران در انزوای بین المللی قرار نگیرد. که در آن صورت،  کشوری چون روسیه هم احساس نکند که تمایل ایران به برقراری روابط از سر استیصال است بلکه همه قدرتها نگاهشان به ایران از سر همکاری بر مبنای منافع مشترک باشد.


 با توجه به روابط روسیه و آمریکا و گرفتاریهای داخلی که ترامپ در خصوص روسیه پیدا کرده است، دولت دوازدهم باید در این وضعیت چه سیاستی در پیش بگیرد؟


به نظر من سیاست دولت دوازدهم نسبت به روسیه باید ادامه پیدا کند و نباید اشتباهات گذشته تکرار شود. اساسا روسها نباید احساس کنند که ایران چاره ای جز روابط با آنها ندارد و همواره داشتن گزینه های بیشتر برای روابط و ایجاد تعادل و توازن در روابط خارجی، انها را ناگزیر به همکاری با ایران می کند. مسائل روسیه و امریکا تاریخی طولانی دارد و نباید ما خیلی روی این موضوع حساب کنیم. چرا که همواره امکانهایی برای بهبود این روابط ولو بطور مقطعی وجود دارد. نمی توان روی روابط با روسیه و چین برای مقابله با غرب حساب کرد.

اهمیت روابط آنها با غرب به گونه ای ست که نمی توانند آن را نادیده بگیرند. این به معنای تضعیف همکاریها با روسیه در موضوعات دوجانبه و منطقه ای نیست. اما ابعاد فرا منطقه ای این روابط را باید با احتیاط نگریست و تجربه سه دهه گذشته را همواره در پیش چشم خود داشته باشیم. به نظر من رای روسیه و چین به شش قطعنامه شورای امنیت برای تحریم ایران باید همواره به عنوان نتیجه نوعی محاسبه غلط و برآورد و محاسبه نااندیشیده و غلط اندیشی در سیاست خارجی نصب العین همه دیپلماتها و مقامات تصمیم گیرنده سیاست خارجی و راهبردی کشورمان باشد.


با توجه به اینکه انتخابات روسیه هم در پیش است، ارزیابی شما از اینده روابط سیاسی این دو کشور با توجه به وضعیت سوریه به چه صورت است.

بعید است انتخابات روسیه تغییری در تداوم وضع موجود در سیاست خارجی این کشور ایجاد کند. در مورد سوریه هم دو کشور هریک منافع خاص خود را دارند و البته منافع مشترک مهمی برای حفظ دولت سوریه و ثبات و امنیت منطقه ای و مقابله با تروریسم دارند. وضعیت سوریه نسبت به یک سال قبل بسیار متحول شده و در ماههای آینده باز هم پیچیده تر می شود. همکاری با روسیه برای تامین منافع مشترک لازم است اما نباید درها را به سوی ابتکار عملهای احتمالی برای خود ببندیم.


دستاوردهای دولت یازدهم در حوزۀ روابط دیپلماتیک با روسها را چگونه ارزیابی می کنید؟
اشاره کردم که متاسفانه سیاست نااندیشیده ی موسوم به شرق گرایی در دولت احمدی نژاد منجر به چه بلای وحشتناکی در سیاست خارجی ایران شد و حتی به کاهش روابط ایران و روسیه از حدود چهار میلیارد دلار به حدود یک میلیارد دلار منجر شد. در چهار سال گذشته و از ابتدای دولت یازدهم تلاش شد تا جلوی روند نزولی معاملات تجاری گرفته شود و به تدریج روند رو به رشدی در روابط تجاری آغاز شد و درسال گذشته برای اولین بار حجم روابط تجاری به سال‌های قبل از تحریم نزدیک شد.

در دولت جدید هم روابط با غرب و هم شرق معنای جدیدی یافت و در عمل اثبات شد که حتا برای روابط بهتر با شرق، لازم است روابط با غرب و سایر کشورهای مهم و موثر در جهان تنظیم شود و تعادل و توازن به سیاست خارجی کشورمان برگردد. پس از بازسازی روابط دو کشور از سال 1392 و تنظیم قرار دادهای متعدد و ایجاد زیر ساختهای حقوقی و نهادی و بانکی لازم، با سفر رییس جمهور در فروردین 1396، این ترتیبات برای یک دهه گسترش روابط طراحی شده است. این سفر که نهمین دیدار روسای جمهوری ایران و روسیه در چهار سال اخیر و سومین حضور رئیس جمهوری ایران در روسیه بود در شرایطی برگزار شد که روابط دوجانبه اقتصادی و تجاری ایران و روسیه در سال‌های گذشته بتدریج افزایش پیدا کرده بود.

در حال حاضر روابط تجاری دو کشور در حدود ۳ میلیارد دلار است و مجموعه ای توافقاتی که انجام شده و اسنادی که در این سفر در حوزه‌های اقتصادی، تجاری، فنی و گردشگری بین ایران و روسیه امضا شده، چشم اندازی برای افزایش مناسبات اقتصادی تا ۱۰ میلیارد دلار را نشان داد. در مسایل منطقه ای ایران و روسیه موضوعات مهمی در مورد مبارزه با تروریسم، امنیت و ثبات منطقه ای و همچنین بحران سوریه را مورد توجه قرار دادند. در مسایل بین المللی نیز ایران به عنوان یک قدرت بزرگ منطقه ای و روسیه به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی، در موضوعات فرامنطقه ای و جهانی منافعی مشترکی با یکدیگر دارند که سفر رئیس جمهور کشورمان برای گفتگو پیرامون این موضوعات انجام شد و خوشبختانه توافقات مهمی در بسیاری از زمینه ها فراهم آمد.

به طور کلی ارزیابی شما از دیپلماسی دولت یازدهم در چهار سال گذشته در منطقه  اوراسیای مرکزی به چه صورت بوده است؟

از ابتدای این دولت وقت و تلاش زیادی مصروف حل مشکل هسته ای و بازگشت پرونده ایران از شورای امنیت شد زیرا تحریم های ناشی از آن قطعنامه ها و حتا تحریم های مضاعفی از سوی همه دولتها و از جمله همسایگان شمالی و دیگر دولتهای منطقه بر ما اعمال می شد. مادامی که تحریم ها وجود داشت طبعا شرکتهای بزرگ و نیز دولتهای منطقه رغبتی برای همکاری جدی نداشتند. خوشبختانه با توافق برجام و خروج پرونده از شورای امنیت، شرائط برای بازسازی روابط با کشورهای اوراسیای مرکزی فراهم شد و در یک سال اخیر نیز آخرین آمارها حکایت از بهبود وضعیت روابط دارد. در این چارچوب باید به ملاقاتها و سفر مقامات کشورهای منطقه به تهران و نیز موضوع طرح عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای و نیز سفر اخیر وزیر خارجه به ترکمنستان، گرجستان و قزاقستان در اواخر فروردین اشاره کرد. به هر حال، روابط با این منطقه بطور جدی تری آغاز شده و انشاالله نتایج آن در سال های آینده نمایان می شود.

معمولا تخریب روابط و تحدید روابط که با سیاست خصمانه امریکا و از طریق تحریمها انجام شد، امری نیست که به سادگی قابل ترمیم باشد، اما روندی که آغاز شدهف بسیار امیدوار کننده است. شاید این موضوع مطرح شود که بخش مهمی از روابط ایران و کشورهای منطقه به موضوع تحریم ها ربط ندارد، اما باید عرض کنم که فضای روانی ناشی از تحریم ها و انتظار کاذب افزایش تسلسلی و زنجیره ای قطعنامه هاف فرصت بسط روابط در حوزه های غیر تحریمی را هم محدود می ساخت و همسایگان ما حتا بعضا تحریم هایی مضاعف را تحمیل می کردند چون از نگاه آنها هر فشاری علیه کشوری که از طرف شورای امنیت و البته که به ناحق تهدید صلح و امنیت جهانی لقب گرفته، با پاداش غرب روبرو می شد. از این رو، باید منتظر گسترش جدی روابط جمهوری اسلامی ایران در فضای پس از تحریم ها با کشورهای منطقه اوراسیای مرکزی باشیم.
نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس خبری