کد خبر: ۱۶۷۶۳۲
تاریخ انتشار: ۱۹ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۵:۴۳
ویجای پراشاد
روز ۵ آوریل در نشست شورای امنیت سازمان ملل، «نیکی هیلی» سفیر آمریکا در سازمان ملل تصاویری را بر سر دست گرفت که کودکان کشته شده بر اثر حمله‌ی شیمیایی در «خان شیخون» در جنوب ادلب سوریه را نشان می‌داد. تخمین‌ها حکایت از آن دارد که نزدیک به ۵۰ الی ۶۰ نفر در این حمله جان باخته‌اند. ایالات متحده، بریتانیا، و فرانسه قطع‌نامه‌ای را در شورای امنیت مطرح کردند که این حمله را محکوم می‌کند و خواهان تحقیق درباره‌ی آن است. هیچ درخواستی برای حمله به هیچ کسی مطرح نشده است چون این شورا بر سر اینکه چه کسی مرتکب این اقدام شده است دچار دو دستگی است.

جالب توجه اینکه، «هیلی» پس از نشان دادن تصاویر اظهار داشت «ما هنوز چیزی راجع به حمله‌ی دیروز نمی‌دانیم،» که یعنی هیچ کسی اطلاعات قطعی درباره‌ی این حمله ندارد. با این حال، در غرب برخی با هول‌زدگی به این قضاوت رسیدند که عاملان حمله دولت بشار الاسد بوده است و احتمالا روسیه به آن کمک کرده است.

چطور بدانیم که در «خان شیخون» چه رخ داده است؟ منابع خبری رسانه‌های غربی عمدتا «فعالان اپوزوسیون» هستند، همانطور که بی‌بی‌سی در یکی از گزارش‌های اولیه‌اش چنین بیان کرد. این گزارش بی‌بی‌سی در تاریخ ۴ آوریل (با عنوان جنگ سوریه: «حمله‌ی شیمیایی» در ادلب باعث قتل ۵۸ نفر شد) منابع مختلفی را که مبنای این خبر هستند فهرست می‌کند:

دیده‌بان سوری حقوق بشر (SOHR). این سازمان که در سال ۲۰۰۶ تاسیس شد، در بریتانیا مستقر است و از اتحادیه اروپا – و به احتمال زیاد – از بریتانیا بودجه دریافت می‌کند. این سازمان برای دریافت اطلاعات خام متکی بر شبکه‌ای از فعالان اپوزوسیون در سراسر سوریه است، و بعد «رامی عبدالرحمن» مدیر این سازمان اطلاعات دریافتی را تجزیه و تحلیل می‌کند. این سازمان آشکارا ضد اسد است.
خبرگزاری «خطوه». خطوه که در اواخر سال ۲۰۱۳ توسط فعالان اپوزوسیون تاسیس شد، به قول گردانندگانش قصد دارد «توجه دنیا را معطوف به رنج مردم سوریه کند». ۴۰ خبرنگار این خبرگزاری عمدتا در مناطقی مستقر هستند که در اختیار شورشیان است. در سال ۲۰۱۴، «محمد حرث» مدیر این خبرگزاری بخاطر قیل و قالی که بین او و «احمد طعمه» نخست‌وزیر دولت موقت سوریه رخ داده بود به تیتر رسانه‌های ترکیه تبدیل شد. اطرافیان طعمه می‌گفتند حرث آمده بود تا از آنها درخواست پول کند.
کمیته هماهنگی محلی شهر (LCC). این کمیته از اعضای شبکه‌ای از گروه‌های محلی است که برای هماهنگی اعتراضات پس از سال ۲۰۱۱ شکل گرفت. آنها اوضاع سیاسی منطقه‌ای را نمایندگی می‌کنند که درونش مستقر هستند. گرایش کلی‌شان ضد اسد است.
«حسین کیال»، عکاسی که برای «مرکز رسانه‌ای ادلب» که طرفدار اپوزوسیون است فعالیت می‌کند. کیال و مرکز رسانه‌ای ادلب از اعضای شبکه‌ای از روزنامه‌نگاران هستند که از جمله شامل کسانی می‌شود که با «مرکز رسانه‌ای حلب» مرتبط هستند. آنها وابسته به «سازمان تبعیدی‌های سوری» هستند و رهبری این سازمان را «مازن حسن» بر عهده دارد که از چهره‌های اصلی در میان اپوزوسیون سوری ساکن غرب و شخصیتی کلیدی در «ائتلاف برای سوریه‌ی دموکراتیک» در واشنگتن دی. سی. است. این ائتلاف تاکنون به آمریکا اصرار ورزیده است که برای سرنگونی دولت سوریه اقدام مسلحانه صورت دهد.
یکی از روزنامه‌نگاران خبرگزاری «آژانس فرانس-پرس» (AFP) (بی‌نام). برخی از تصاویر اصلی که از ادلب منتشر شد توسط دو نفر از عکاسان آژانس فرانس-پرس به نام‌های «عمر حاج کدور» و «محمد البکور» ثبت شده بود. هر دو نفر تصاویری گویا از بیمارستان‌های «معره النعمان» و «خان شیخون» منتشر کردند. حساب توییتر «عمر حاج کدور» نشان می‌دهد او سرسختانه در سوی اپوزوسیون قرار دارد. حساب گزارشگر نیمه‌وقت دیگر یعنی «البکور» هم شدیدا صادقانه به نظر می‌رسد. او می‌گوید: «کار من این است که عکس بگیرم. که این حمله را گزارش کنم. که این جنایت هولناک را به جهان نشان دهم».
هیچ کدام از این دو گزارشگر آژانس فرانس-پرس نمی‌گویند که چه کسی این تسلیحات را بر ضد مردم که بسیاری‌شان خردسال بودند به کار گرفته است. آنها صرفا این اقدام را مستند کردند. آنها متخصص نیستند. شواهد آنها شامل مایع کف‌آلودی می‌شود که از دهان یکی از قربانیان جاری شده بود و بویی که در فضا می‌آمد («اولین چیزی که توجهت را جلب می‌کند این بو است».) اغلب عوامل شیمیایی اعصاب بدون بو هستند. این دو عکاس چیزی را می‌گویند که تجربه می‌کنند. تحلیل اطلاعات آنها بسی بیشتر از زمان ثبت آنها در منطقه وقت نیاز دارد. دیگر کسانی که قولشان در بی‌بی‌سی نقل شده است تردید به خرج نمی‌دهند. آنها انگشت اتهام را به سمت اسد روانه می‌کنند. آنهایی که غلیظ ترین ارتباط را با اپوزوسیون مسلح دارند اولین کسانی هستند که ادعا می‌کنند این حمله از سوی دولت بوده است.

 

تحقیق

«سازمان منع تسلیحات شیمیایی» (OPCW) که پیش از این برای نابودی تمام سلاح‌های شیمیایی ممنوعه در سوریه فعالیت کرده بود، حالا می‌گوید حمله به خان شیخون را بررسی خواهد کرد. این سازمان اعلام کرده است «کمیته‌ی حقیقت‌یاب» (FFM) همین الان «در حال جمع‌آوری و تحلیل اطلاعات از تمامی منابع موجود است». این کمیته از زمان تاسیسش در ۲۹ آوریل ۲۰۱۴ تاکنون تاریخچه‌ای بسیار جنجال برانگیز داشته است.

دو دانشمند به نام‌های «کریم مقدیسی» و «کورالی پیسون هنداوی» پژوهشی مهم درباره‌ی نقش سازمان ملل در بررسی تسلیحات شیمیایی سوریه نوشته‌اند (با عنوان «دیپلماسی خلاقانه در میانه یک نزاع وحشیانه: تحلیل ماموریت مشترک سازمان منع تسلیحات شیمیایی-سازمان ملل برای محو برنامه‌ی تسلیحات شیمیایی سوریه»، منتشر شده توسط انستیتو «عصام فارس» برای سیاست‌گذاری عمومی و روابط بین‌الملل، بیروت، ۲۰۱۶). در این پژوهش، آنها می‌نویسند که کمیته حقیقت‌یاب – از زمان شکل‌گیری‌اش – از نظر بسیاری از افراد معتبر در سازمان ملل ماهیتی «بسیار سیاسی» داشته است.

مقدیسی و هنداوی می‌نویسند اینکه کمیته‌ی حقیقت‌یاب را – به ریاست «مالک الهی» – برای تحقیق درباره‌ی استفاده از گاز کلر به سوریه فرستادند، خودش یک مشکل بود، چون «تحقیق درباره‌ی ادعای استفاده [از کلر] در بهترین حالت شدیدا مشکل از آب در می‌آمد، و تایید اینکه گاز کلر واقعا استفاده شده بود از نظر علمی تقریبا غیر ممکن بود». فعالیت کمیته‌ی حقیقت یاب بخاطر فقدان عملکرد حرفه‌ای و به خاطر روش تحقیقاتی‌اش مورد انتقاد قرار گرفت.

در هر حال، نکته‌ی اصلی این بود که گویا غرب  – با اطلاع کامل از دشواری تایید استفاده از کلر – می‌خواست این تحقیقات را پیش ببرد تا روایتی را درباره‌ی بهره‌گیری از تسلیحات شیمیایی شکل دهد. گزارش‌های این کمیته مبنای قطعنامه‌‌های ۲۲۰۹ (سال ۲۰۱۵) و ۲۲۳۵ (سال ۲۰۱۵) شورای امنیت سازمان ملل شد، و هر دو قطعنامه سوریه را به اقدام (مسلحانه)‌ی دولت‌های عضو سازمان ملل بر مبنای فصل ۷ تهدید می‌کرد.

 

انکارها

در جریان بحثی که در اوت ۲۰۱۵ بر سر قطعنامه ۲۲۳۵ شورای امنیت سازمان ملل صورت گرفت، «ویتالی چورکین» سفیر روسیه در سازمان ملل به این قطعنامه رای مثبت داد. با این وجود، چورکین «این پرسش [را پیش کشید] که چه کسی از تسلیحات شیمیایی استفاده کرده است». او ابراز امیدواری کرد جریانی برای تحقیق وجود داشته باشد که این سوالات را زنده نگهدارد و در عین حال فرضیه‌ی اولیه‌اش این نباشد که دولت سوریه از این تسلیحات استفاده کرده است. ارتش روسیه ماه بعد در سوریه مداخله کرد. بین اوت ۲۰۱۵ و آوریل ۲۰۱۷، با حضور نیروهای روسیه در سوریه، هیچ اتهام جدی‌ای درباره‌ی استفاده از تسلیحات شیمیمایی بر ضد دولت سوریه اقامه نشده است.

«بشار الجعفری» سفیر سوریه در سازمان ملل در نشست اوت ۲۰۱۵ اظهار داشت کشور او «به شورای امنیت درباره‌ی استفاده‌ی گروه‌های تروریستی از تسلیحات شیمیایی هشدار داده است، که برخی از این گروه‌ها با القاعده مرتبط هستند». او توجه حاضران را به رخداد «خان العسل» در ژوئیه ۲۰۱۳ معطوف کرد، که در غرب خیلی جدی گرفته نشده بود. «دیده‌بان سوری حقوق بشر» ویدئویی را منتشر کرد که سربازان سوری را روی زمین نشان می‌داد، و جوری دراز کشیده بودند که انگار با گاز شیمیایی مسموم شده‌اند. هم گروه مرتبط با القاعده – یعنی «جبهه النصره» – و هم تیپ «انصار الخلیفه» این حمله را صورت داده بودند. هیچ تحقیقی به راه نیفتاد.

در ژوئن ۲۰۱۶، در شرق «غوطه»، ارتش سوریه اظهار داشت که سربازانش هدف اصابت گاز سمی قرار گرفته‌اند. گماشته‌ی سعودی در منطقه – یعنی «جیش الاسلام» – منکر استفاده از هرگونه تسلیحات شمیمیایی شد. اما شواهد ویدئویی نشان از آن داشت که گونه‌ای سلاح اتمسفری بر ضد سربازان به کار گرفته شده است.

روسیه و دولت سوریه هم‌اکنون مدعی‌اند شاید در «خان شیخون» انباری از چنین تسلیحاتی وجود داشته است، که احتمالا بر اثر حمله‌ی نیروی هوایی سوریه مشتعل شده است. هیچ‌گونه شواهد تاییدشده‌ای از وجود چنین انباری وجود ندارد، اگرچه وزیر دفاع روسیه می‌گوید این اطلاعات «کاملا عینی و تاییدشده است». اینکه آیا بمباران هوایی امکان ایجاد چنین تاثیری بر گازهای انبار شده در یک مخزن را دارد یا خیر، نیاز به بررسی خواهد داشت.

 

سیاست در لحظه‌ی حال

اپوزوسیون مسلح سوریه در مذاکرات ژنو ۵ به در بسته خورد. ارتش سوریه و متحدان روسی و ایرانی‌اش فتوحاتی در سراسر کشور به دست آورده‌اند. رهبری سیاسی اپوزوسیون مسلح در ژنو آشکارا خواستار مداخله‌ی آمریکا برای یاری آنها شد. آنها شدیدا احساس انزوا می‌کردند.

چند روز بعد، دولت دانلد ترامپ صریحا چیزی را بیان کرد که از زمان مداخله‌ی روسیه در سپتامبر ۲۰۱۵ بدیهی بود: اینکه تغییر رژیم در دمشق دیگر مطرح نیست. تغییر رژیم طی دو سال گذشته‌ سیاست دولت اوباما بود، اگرچه مستقیما چنین سیاستی را بیان نمی‌کرد. اطرافیان ترامپ واقعیت را به رسمیت شناختند: با حضور روسیه و ایران در صحنه، حذف اسد منجر به یک درگیری بین‌المللی خشن خواهد شد که بسی گسترده‌تر از تراژدی دامن‌گیر سوریه خواهد بود.

حالا که ترکیه فرمان را به سمت روایت روسی-ایرانی چرخانده است و اردن هم بخاطر بحران پناهجویان به آشوب کشیده شده است، دیگر مرز سهل‌الوصولی در دسترس نیست که از طریق آن تدارکات شورشیان را تجدید کنند. شکست اوپوزسیون مسلح – از جمله دست‌نشاندگان القاعده و دیگران – در حلب بزرگترین ضربه بود.

در این لحظه برای دولت سوریه استفاده از تسلیحات شیمیایی به چنین نحو آشکاری نه تنها احمقانه است بلکه چراغ سبزی خواهد بود برای حمله‌ی آمریکا. به نظر می‌رسد تنها یک رهبری شدیدا خیره‌سر و جاهل در دمشق دست به چنین جنایتی می‌زند. اما قیادت دمشق نشان داده است که حیله‌گر است، و از تمام منافذ موجود برای بقای خود بهره می‌گیرد. این بدین معنا نیست که الزاما دستش به چنین اقدامی آلوده نیست. شوق به پایان جنگ پیش از آنکه بتوان یک حل و فصل سیاسی را بر شورشیان تحمیل کرد ممکن است منجر به استفاده از چنین تسلیحاتی بشود. اما چنین چیزی محتمل به نظر نمی‌آید.

بیش از نیم میلیون سوری جان باخته‌اند. نیمی از جمعیت سوریه آواره است. غم بر سراسر سوریه سایه انداخته است؛ از یک سوی خط آتش تا سوی دیگرش. بمباران هوایی از سوی آمریکایی‌ها، روس‌ها، سوری‌ها و دیگران همچنان سوریه و عراق را با خاک یکی می‌کند. آمریکایی‌ها اخیرا به یک جنایت بزرگ در موصل اعتراف کردند؛ که به موجب آن ۲۰۰ غیر نظامی کشته شده‌اند. آن حمله توجه شورای امنیت را به خود جلب نکرد یا عربده‌کشی مطبوعات غربی را به دنبال نداشت. تزویر در ذات اخلاقیات شورای امنیت است. این حرف‌ها همگی معنایش این نیست که نباید از آنچه در خان شیخون رخ داد وحشت‌زده شد. باید وحشت‌زده شد.

اما بیش از هر چیز دیگر، جامعه‌ی بین‌الملل باید قبل از آنکه یا شتابزده درباره‌ی آنچه رخ داده است قاضی شود و حکم صادر کند یا با عجله – خصوصا با استفاده از زور – واکنش نشان دهد، باید بر انجام یک تحقیق جامع پای بفشارد. هوشیاران باید دست بالا را داشته باشند. جنگ به ندرت پاسخ مناسبی است. خصوصا وقتی هنوز پرسش را نمی‌دانیم.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: