کد خبر: ۱۶۳۹۲۷
تاریخ انتشار: ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۹:۵۸
«آیت الله هاشمی رفسنجانی؛ رفیق دیرین امام و رهبری در دوران نهضت اسلامی»، «ترویج فرهنگ ایثار و مقاومت با فراگیری از آموزه های دینی» و «نشاط اجتماعی عاملی موثر در کاهش آسیب های اجتماعی» از جمله مهمترین موضوع های اجتماعی و فرهنگی است که برخی روزنامه های چهارشنبه 27 بهمن1395 به آنها پرداخته اند
مطبوعات کشور به طور روزانه مهمترین و برجسته ترین رخدادهای داخلی و خارجی را پوشش می دهند. این در حالی است که بخش زیادی از خبرها، یادداشت ها، گزارش ها، گفت و گوها و ... به انعکاس شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه اختصاص می یابد؛ موضوعی که توجه ویژه به آن اهمیتی فزاینده دارد.

به گزارش اعتدال ،گروه اطلاع رسانی دفتر پژوهش و بررسی های خبری ایرنا؛ موضوع های یادشده را که انعکاس قابل توجهی در روزنامه های صبح چهارشنبه داشت؛ با هدف آگاهی بخشی و اطلاع رسانی بررسی کرده است.

** آیت الله هاشمی رفسنجانی؛ رفیق دیرین امام و رهبری در دوران نهضت اسلامی
حافظه تاریخی انقلاب اسلامی و ملت ایران گواهی می ‌دهد آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی از پیشتازان انقلاب و یار دیرین امام و رهبری به شمار می‌رود که تلاش‌های خستگی ناپذیر وی در پیروزی نهضت اسلامی، به ویژه در صحنه‌های دشوار و پرخطر مبارزه با رژیم پهلوی و تحمل زندان، شکنجه و مقاومت‌های کم نظیر او در برابر ساواک برای همیشه ماندگار خواهد بود. اینک در آستانه چهلمین روز درگذشت این مجاهد فقید روزنامه ها در گزارش ها و یادداشت هایی به شخصیت وی پرداختند. 

روزنامه «ایران» در گزارشی با عنوان «سرنوشت گفتمان سیاسی جنگ پس از درگذشت آیت الله هاشمی» می نویسد: فرض بر این است که آیت الله هاشمی رفسنجانی به‌دلیل نقش متفاوتی که در سپهر سیاسی ایران داشت، از این طریق وقایع، موضوع ها و مسائل جنگ ایران و عراق را به زبان سیاست، قدرت و فرهنگ ترجمه می‌کرد. علاوه بر این، مواجهه منتقدانه نسبت به اندیشه‌ها و رفتارها، بویژه تصمیمات و اقدامات آیت الله هاشمی در جنگ و در نتیجه واکنش ایشان، بخش مهمی از «گفتمان سیاسی جنگ» را شکل داده یا دستخوش تغییر می‌کرد. 

اکنون با درگذشت آیت الله هاشمی، این پرسش مطرح می‌شود که؛ گفتمان جنگ در حوزه مباحث سیاسی- تاریخی و راهبردی چه تغییری خواهد کرد؟ چارچوب مفهومی گفتمان اولیه آیت الله هاشمی در حوزه جنگ ایران و عراق که در زمان جنگ، گفتمان عمومی و رسانه‌ای را شکل می‌داد، با اتمام جنگ بتدریج در واکنش به جریان پنجگانه زیر قرار گفت: انتقاد از تصمیم‌گیری برای ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، گرچه در زمان جنگ شکل گرفت، ولی متأثر از تحولات سیاسی- اجتماعی پس از خرداد سال 1376 و در آستانه برگزاری انتخابات مجلس ششم به اوج رسید و موجب انتشار کتاب «عالیجناب سرخ پوش» علیه آقای هاشمی شد. 

در ادامه این گزارش که به قلم محمد درودیان پژوهشگر تاریخ جنگ نگاشته شد، آمده است: با آنکه تاریخ جدیدی درباره جنگ، با محدود شدن آقای هاشمی شکل گرفت، اما ایشان واکنش چندان آشکاری برای اثبات نقش خود در جنگ یا ارتباط نزدیک و صمیمانه با امام و تأثیر آن در انتخاب ایشان به‌عنوان «فرمانده عالی جنگ» یا «جانشین فرماندهی کل قوا»، مهمتر از آن؛ برای تبیین نقشی که در تصمیمات اساسی و فرماندهی جنگ داشت، انجام نداد. ر میان موضوع های پنجگانه، به نظر می‌رسد که انتقاد از علت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر و نحوه پایان جنگ، همچنان ادامه خواهد یافت، با این تفاوت که فقدان آقای هاشمی در صحنه سیاسی ایران از یکسو، مانع جهت‌گیری مستقیم و آشکار علیه آقای هاشمی، همانند گذشته خواهد شد و از سوی دیگر؛ پاسخ به پرسش‌ها و تأثیرگذاری بر گفتمان موجود، خالی از ناگفته‌ها و استدلال‌های آقای هاشمی خواهد بود.

روزنامه «جوان» در گفت وگویی با عنوان «خناسان نتوانستند رابطه او با رهبری را برهم بزنند»‌ نوشت: محقق ارجمند آیت‌الله سید‌هادی خسروشاهی، از دوستان و یاران دیرین زنده‌یاد آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی بوده و با وی تعاملات فرهنگی و سیاسی فراوانی داشته است. وی درآستانه اربعین درگذشت این شخصیت نامدار انقلاب و نظام، درگفت‌و‌شنودی که پیش‌روی دارید، به بازگویی پاره‌ای خاطرات خویش از آن مرحوم پرداخته است. امید آنکه تاریخ‌پژوهان و علاقه‌مندان را به کار آید. 

در ادامه این گفت و گو می خوانیم: جنابعالی برای نخستین بار از چه مقطعی و چگونه با مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آشنا شدید؟ در رفتار ایشان چه خصایل و ویژگی‌هایی برجسته می‌نمود؟ بسم الله الرحمن الرحیم. آشنایی بنده با مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از مدرسه حجتیه که هر دو در آن حجره‌ای داشتیم، آغاز شد و سپس در درس تفسیر علامه طباطبایی در مسجد حجتیه ادامه یافت. ایشان بسیار پرشور و جست‌وجوگر بود و انسان بی‌اختیار متوجه حضور پرنشاط ایشان می‌شد.

در سال 1338 در کنار انتشار ماهنامه «مکتب اسلام» که اساتیدی چون آیات: ناصر مکارم شیرازی، جعفر سبحانی تبریزی، حسین نوری همدانی و ایشان مطلب می‌نوشتند، سالنامه‌ای به نام «مکتب تشیع» هم به مدیریت آقای هاشمی رفسنجانی، شهید باهنر و مرحوم شیخ محمدرضا صالحی کرمانی منتشر ‌شد که بنده با آن نشریه هم همکاری می‌کردم و به شکل تقریباً منظمی برای این دو نشریه و برخی دیگر مطلب می‌نوشتم.

نقش ایشان در آغاز و تداوم نهضت امام خمینی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ مرحوم آقای هاشمی از ابتدای نهضت امام جزو فعال‌ترین مبارزان و مخصوصاً در تکثیر و توزیع اعلامیه‌های روشنگرانه و ضد استبدادی امام و سایر مراجع بسیار کوشا بود. بعد از سرکوب نخستین نهضت امام توسط رژیم شاه، ایشان پیشنهاد انتشار یک نشریه مخفی و ماهانه حوزه علمیه را با نام «بعثت» داد و با کمک مبارزانی چون حضرات آقایان مرحوم ربانی شیرازی، مرحوم علی حجتی کرمانی، محمدتقی مصباح یزدی، سید محمود دعایی و اینجانب انتشار یافت و البته گاهی هم دیگر دوستان مانند شهید باهنر، آقای محمدجواد حجتی مقالاتی می‌نوشتند و به وسیله طلاب شهرها، تقریباً در سراسر کشور توزیع می‌گردید.

روزنامه «اعتماد» در یادداشتی با عنوان «آیت ‌الله با چه دغدغه ‌هایی رفت؟» نوشت: فردا که از راه برسد نبود آیت ‌الله چهل روزه می‌شود. مرگ هر انسانی برای نزدیکان و عزیزانش روز شمار به همراه خواهد آورد اما این چهره‌های مهم هستند که روزشمار نبودشان تنها منحصر به خانواده و حلقه نزدیکان‌شان نیست و می‌تواند یک جامعه را درگیر خود کند. آیت ‌الله هاشمی در تمام این سه دهه تاثیرگذارترین چهره سیاسی تاریخ جمهوری اسلامی بوده، تاثیری که تک تک افراد جامعه آن را با پوست و استخوان خود لمس کرده‌اند و شاید از همین رو بود که چنان وداع تاریخی را در ٢١ دی ماه برایش رقم زدند چرا که چهره‌های تاثیرگذار نه‌تنها زندگی‌شان بلکه مرگ‌ شان هم می‌تواند تاثیرگذار باشد. اکنون همه به دنبال رازهای آیت ‌الله هستند. 

در ادامه این مطلب خاطره ای از محسن هاشمی فرزند آن مرحوم نگاشته شده است که در ادامه می خوانیم: هاشمی صبح شنبه ۱۸ دی، یک روز قبل از رحلت آیت ‌الله، آخرین باری بود که ایشان را دیدم. معمولا صبح زود بیدار می‌شوم و آن روز دلم هوای ایشان را کرده بود. حدود ساعت هفت ‌و نیم وارد اتاق‌شان شدم، ایشان هم طبق معمول مشغول دیدن اخبار، روی کامپیوتر اتاق کارشان بودند. با هم مشغول صحبت در مورد تخریب ‌های اخیر ایشان و خانواده به بهانه ۹ دی و نحوه پاسخگویی و بعد مسائل عمرانی دانشگاه آزاد شدیم که مادرم ما را دعوت به صرف صبحانه کرد و باهم به سر میز صبحانه رفتیم. وی ادامه داد: مشغول صرف صبحانه که بودیم، خواهرم فاطمه، پسرم عماد و برادرم مهدی که از روز قبلش به علت حضور در مراسم عقد لیلی، دختر برادرم یاسر، یک روز از زندان مرخصی گرفته بود و باید به زندان بازمی‌گشت، رسیدند و طبق معمول آن روزها، بحث به سمت پیگیری برای به نتیجه رساندن درخواست اعاده دادرسی مهدی پیش رفت و علاوه بر آن در مورد رفتار ترامپ رییس ‌جمهوری امریکا نیز سوالاتی از پدرم مطرح شد.

روزنامه «آرمان» در گزارشی با عنوان احتمال وجود وصیتنامه سیاسی آیت‌ا...» به روایتی از محسن هاشمی از آخرین روزهای حیات پدر پرداخت و نوشت: پنجشنبه مراسم اربعین آیت‌ا... هاشمی برگزار می‌شود اما پس از گذشت ۴۰ روز از رحلت ایشان هنوز چشمان فرزندانشان به ویژه فاطمه هاشمی اشک‌آلود است. فرزند نخست خانواده بیش از خواهر و برادران خود از حوادثی که قبل از انقلاب برای پدر و خانواده پیش آمد، اطلاع دارد. آیت‌ا... هاشمی در زمان حیات هم اشاره به دلسوزی‌های فاطمه و همراهی‌ هایش داشت.

اکنون در آستانه اربعین آیت ‌ا... هاشمی، فاطمه در یادداشتی خطاب به پدر نوشت: تا روزی که نفس می‌کشم مانند تو صبر خواهم کرد تا صبر از صبرم خسته شود، متوقف نخواهم شد و به راهت ادامه خواهم داد تا روزی که خدا ما را به‌هم برساند. متن کامل یادداشت فاطمه هاشمی به شرح زیر است: «ما را که غیر داغ غمت‏ بر جبین نبود، یک لحظه طی نشد که دل ما غمین نبود، هرچند آسمان به صبوری چو ما ندید، ما را غمی نبود که اندر کمین نبود، در حیرتم که بی‌تو، چرا زنده مانده‌ام، عهدی که با تو بستم از اول، چنین نبود، چل‌روزه فراق تو، عمری به ما گذشت، یک عمر بود هجر تو، یک اربعین نبود. پدر عزیزم، چهل روز از آخرین شبی که تو را دیدم، گذشته است؛ اما نه، شاید چهل ماه گذشته یا چهل سال. 

در ادامه این یادداشت می خوانیم: هرچه هست این اربعین بر من عمری گذشته است. شاید اگر امروز دخترت را ببینی، تعجب کنی، شاید اگر صدایم را بشنوی نشناسی، دیگر نه اشکی در چشمانم مانده و نه جوهری در صدایم، اما هنوز برایت گریه می‌کنم و از دوری‌ات می‌نالم. وقتی این همه لطف و همدردی و مهربانی مردم را می‌بینم به حالت غبطه می‌خورم که به آنچه می‌خواستی رسیدی و ما را در حسرت خودت باقی گذاشتی. پدرجانم! همه عمرت را به فکر مردم بودی و برای مردم رنج کشیدی، شکنجه شدی، ترورت کردند و با دروغ‌ها و تهمت‌ها آبرویت را هدف گرفتند؛ می‌دانم زخم تهمت‌ها و دروغ‌ها بر دلت از گلوله‌ای که زدند بیشتر درد داشت، اما خدا به تو آنچه لایقش بودی داد، قلب مردم را به تو داد و آبرویت را خرید. چه کسی تصور می‌کرد، مردی که چهل سال آماج بیشترین دروغ‌ها و تهمت‌ها از رسانه‌ها و تریبون‌های داخلی و خارجی بود این‌گونه پیش مردم آبرو داشته باشد که تشییع و تدفینش در تاریخ بماند.

روزنامه «ابتکار» با درج گزارشی با عنوان «میراث «آیت الله»» نوشت: از همان نخستین دقایقی که خبر فوت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی منتشر شد، سیاسیون و مردم تنها به یک چیز فکر می‌کردند؛ آینده‌ نظام و ملت در نبود شخصی که عمده زندگی خود را در راه حفظ این دو مقوله گذاشت؛ در این راه ناملایمت‌ها دید و زخم زبان‌ها شنید. برخی هاشمی رفسنجانی را سردار سازندگی می‌نامند و برخی دیگر امیرکبیر زمان می‌خوانند؛ گاهی وی را مرکز ثقل میان جناح‌های سیاسی می‌دانند و گاه حامی اصلی مردم در نظام جمهوری اسلامی ایران؛ تمامی این صفات اشاره‌ دارند بر همان ویژگی اساسی آیت‌الله؛ سکانداری نظام در کنار رهبر معظم انقلاب و در برهه‌هایی که شاید همگان دیگر باور کرده بودند که نظام در حال انحراف از مسیر خود است. یکپارچگی قوای سه گانه و مردم حول محور رهبری همان رویایی بود که آیت‌الله همواره دنبال کرد و تا آخر عمر نیز بدان توصیه داشت. 

در ادامه این مطلب که به قلم بهاران آزادی، منتشر شد، آمده است: حالا اما نزدیک به چهل روز از درگذشت او می‌گذرد و دغدغه جانشینی او در میان گروه‌های مختلف سیاسی کماکان پابرجاست؛ دغدغه سرکار آمدن فردی که قادر به حفظ میراث آیت‌الله باشد و کشتی نظام را آنگونه که او آرزو داشت، به سرانجام مقصود رساند. 

** ترویج فرهنگ یثار و مقاومت با فراگیری از آموزه های دینی
ایثار و مقاومت از اصول اولیه ای است که انبیای الهی بدون بهره مندی از آن هرگز موفق به انجام رسالت خویش نمی شدند. پیامبران با ایستادگی و مقاومت در برابر سنت های غلط و مناسبات نادرست اجتماعی و بذل ایثار و از خودگذشتگی در این راه به اصلاح جامعه پرداخته و بدون به دل راه دادن هرگونه ترس و واهمه ای از سختی ها و مشکلات فراروی، رسالت های سنگین الهی خود را به انجام رساندند. روزنامه های مختلف امروز تلاش داشتند به گونه ای متفاوت به انعکاس تاثیر گذاری فرهنگ ایثار و مقاومت در حوزه های گوناگون زندگی بپردازند و سخنان «اسحاق جهانگیری» معاون اول رییس جموری در مراسم «نخستین جایزه ایثار و رسانه » را بازتاب دهند.

روزنامه «اطلاعات» با درج گزارشی با عنوان «دوران دفاع مقدس، سمبل ایثار ملت ایران است» می نویسد: اسحاق جهانگیری در مراسم اختتامیه نخستین جایزه ایثار و رسانه که در تالار وحدت برگزار شد، ضمن تسلیت ایام شهادت حضرت فاطمه (س) ، از انجمن روزنامه نگاران دفاع مقدس، خانه فرهنگ و ایثار و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به خاطر برگزاری این مراسم قدردانی کرد. 

در این پیوند معاون اول رییس جمهوری در سخنانی بیان داشت: در دوران دفاع مقدس از پایتخت تا دور افتاده ترین روستاهای کشور شاهد نمونه‌های فراوانی از ایثار و از خود گذشتگی مردم بودیم به گونه ای که قابل توصیف نیست. عرصه ایثار و فداکاری بعنوان اصلی ترین و یکی از مهمترین پایه‌های مقوم سازی فرهنگ و اجتماع می تواند مناسب ترین زمینه برای حضور نهادهای مدنی باشد و خوشبختانه در این جشنواره آنطور که گزارش داده اند، تمام مراحل و اقدامات توسط نهادهای مدنی برخاسته از این حوزه و صاحب نظران این بخش انجام شده است. سیاست گذاری موثر باید به گونه ای باشد که شاهد جلب مشارکت نخبگان در حوزه تحول فرهنگی و اصلاح فرآیندهای فرهنگی باشیم.

روزنامه «جوان» در گزارشی با عنوان «روزنامه ‌نگاران و فعالان رسانه‌ای خود در خط مقدم فداکاری و از خود گذشتگی بوده‌اند» نوشت: جشنواره‌های فرهنگی، علمی و تخصصی زمانی بیشترین تأثیر را خواهند داشت که با مشارکت و حمایت بخش‌های تخصصی برگزار شود و ذینفعان اصلی در ارزیابی کار مشارکت داشته باشند. اگر جامعه بخواهد از نظر اخلاق و نظام ترجیحات ارزشی به موضوع فداکاری و ایثار بپردازد و از آن فاصله نگیرد، باید همه شهروندان و تک‌تک آحاد جامعه در تحولات پرشتاب فرهنگ و مشکلات مادی و معیشتی موضوع فداکاری و ایثار را اقدامی به نفع جامعه تلقی کنند که در این زمینه هم دولت و هم رسانه‌ها مسئولیت سنگینی بر عهده دارند.

در ادامه این گزارش می خوانیم: نقش خبرنگاران، عکاسان، تصویربرداران و نویسندگان که به دنبال ثبت ایثار ملت در دوران دفاع مقدس و انقلاب اسلامی بوده‌اند، نقش اثر‌گذاری است و توانسته‌اند خاطرات آن دوران را به نسل‌های آینده منتقل کنند. 

روزنامه «فرهیختگان» در مطلبی با عنوان « فداکاری و ایثار متعلق به تاریخ نیست» آورده است: فداکاری و ایثار متعلق به تاریخ نیست بلکه کشور ما امروز و فردا هم نیازمند ایثار و فداکاری است و تا همراهی میان دولت و ملت بتوان به سمت رشد، پیشرفت و سربلندی کشور گام برداشت. سیاستگذاری موثر باید به‌گونه‌ای باشد که شاهد جلب مشارکت نخبگان در حوزه تحول فرهنگی و اصلاح فرآیندهای فرهنگی بود.

در ادامه این مطلب آمده است: اگر بخواهیم جامعه از نظر اخلاق و نظام ترجیحات ارزشی به موضوع فداکاری و ایثار بپردازد و از آن فاصله نگیرد، همه شهروندان و تک‌تک آحاد جامعه باید در تحولات پرشتاب فرهنگ و مشکلات مادی و معیشتی موضوع فداکاری و ایثار را اقدامی به‌نفع جامعه تلقی کنند که در این زمینه هم دولت و هم رسانه‌ها مسئولیت سنگینی برعهده دارند.

روزنامه «شهروند» در گزارشی با عنوان « افزایش نقش نهادهای مدنی در حوزه فرهنگ» نوشت: در دوران دفاع مقدس از پایتخت تا دورافتاده‌ترین روستاهای کشور شاهد نمونه‌های فراوانی از ایثار و از خودگذشتگی مردم بوده ایم به گونه‌ای که قابل توصیف نیست. سیاستگذاری موثر باید به گونه‌ای باشد که جلب مشارکت نخبگان در حوزه تحول فرهنگی و اصلاح فرآیندهای فرهنگی زیاد شود. 

عرصه ایثار و فداکاری به عنوان اصلی‌ترین و یکی از مهمترین پایه‌های مقاوم‌سازی فرهنگ و اجتماع می‌تواند مناسب‌ترین زمینه برای حضور نهادهای مدنی باشد و تمام مراحل و اقدامات توسط نهادهای مدنی برخاسته از این حوزه و صاحب ‌نظران این بخش انجام شود. 

در ادامه می خوانیم: اگر بخواهیم جامعه از نظر اخلاق و نظام ترجیحات ارزشی به موضوع فداکاری و ایثار بپردازد و از آن فاصله نگیرد، همه شهروندان و تک‌تک آحاد جامعه باید در تحولات پرشتاب فرهنگ و مشکلات مادی و معیشتی موضوع فداکاری و ایثار را اقدامی به نفع جامعه تلقی کنند. 

** نشاط اجتماعی عاملی موثر در کاهش آسیب های اجتماعی
امروزه در زندگی شهری، خانواده کارکردهای گوناگونی دارد و باید به اوقات فراغت و تفریح توجه کند، زیرا هر چه خانواده به نیازهای فردی و اجتماعی اعضای خود مانند تفریحات سالم توجه کند، بهتر می تواند شاهد پویایی و نشاط باشد. نکته اساسی در نوع نگرش افراد و تصورهای غالب افراد نسبت به تفریح، سرگرمی، اوقات فراغت و میزان باور به کاهش تنش ها و اضطراب های اجتماعی است که مهم تلقی می شود. اهمیت این موضوع سبب شد تا روزنامه صبح امروز در یادداشت ها و گزارش هایی به آن بپردازند. 

روزنامه «جوان» با درج گزارشی با عنوان « نشاط اجتماعی، موتور محرکه جامعه پویا» نوشت: لازمه حرکت و پویایی در هر جامعه‌ای به عنوان مقوله‌ای فرهنگی و اجتماعی، داشتن نشاط اجتماعی و انگیزه و امید برای آینده در بین مردم آن جامعه است. در نتیجه اهمیت پرداختن به چنین موضوعی از آنجاست که اگر در جامعه‌ای انگیزه‌ای برای کار و تلاش و حرکت وجود نداشته باشد آن جامعه نمی‌تواند در مسیر پیشرفت و تعالی قدم بردارد. لازمه حرکت و پویایی در هر جامعه‌ای نیز داشتن امید و مردمی امیدوار به آینده است.

در طول تاریخ کسانی که امیدوار بودند، توانستند ظرفیت و ابزار لازم برای حرکت و پیشرفت را به دست آورده و به کار گیرند و منشأ تحولات در طول تاریخ باشند. در مقابل جامعه امیدوار، جامعه مأیوس قرار دارد که در همه امور درجا می‌زند. البته امیدواری افراطی و کاذب نیز باعث می‌شود که انسان نتواند واقعیت را ببیند و در خوش‌خیالی در‌می‌غلتد، بنابراین بهترین شرایطی که از نظر امیدواری باید داشت راه میانه است نه داشتن امید واهی و نه یأس اجتماعی.

در ادامه این گزارش که به قلم مصطفی سید‌رنجبر منتشر شد، آمده است: تلقی بسیاری از افراد در مورد امید و انگیزه حرکت بیشتر تلقی‌ای روانشناسانه است و روانشناسان به عنوان پدیده‌ای فردی از امید و انگیزه حرکت را در نظر دارند، در حالی که از نظر جامعه‌شناسی امید در جامعه معنا پیدا می‌کند و امید موتور حرکت در جامعه است. در دین مبین اسلام نیز داشتن امید به رحمت الهی از نشانه‌های ایمان به خداست. بنابراین امید و داشتن امیدواری را رهبران سیاسی نیز به عنوان ایدئولوژی برای تزریق امیدواری در جامعه به کار می‌گیرند و یکی از محورهای سخنان مقام معظم رهبری نیز همین توانستن و دیدن توانایی و ظرفیت‌های داخلی و امیدواری است که از اهمیت اساسی برخوردار است و می‌تواند مسیر حرکت و پیشرفت مردم برای رسیدن به آرمان‌های خود را نشان دهد. اما انگیزه پیشرفت و نشاط اجتماعی و همچنین میزان داشتن امیدواری به آینده با ساختار اجتماعی - فرهنگی، اقتصادی و سیاسی موجود در هر جامعه نیز در ارتباطی تنگاتنگ است. ‌ 

این روزنامه همچنین در مطلبی با عنوان «زندگی کنید، ‌اما با مهارت و نشاط!» نوشت: واژه «مهارت‌های زندگی»،«Life skills» به مهارت‌هایی گفته می‌شود که انسان برای شکل‌گیری و ایجاد رابطه خوب و پسندیده با مردم و اطرافیان و حل مشکلات و همچنین پریدن از روی موانع زندگی به آنها نیاز مبرم دارد. واژه و اصطلاح مهارت‌های زندگی معمولاً با مدیریت همراه بوده و نتیجه دارا بودن و ثمره داشتن و دانستن آن، زندگی با کیفیت بهتر است.

در ادامه این یادداشت که به قلم بهنام صدقی نگاشته شد، آمده است: یکی از متداول‌ترین و بدیهی‌ترین مهارت‌های زندگی، مهارت‌های شخصی است، بدین معنا که باید مهارت‌های شخصی یا همان مهارت‌های ضروری زندگی که ما به آنها در جهت حفظ ذهن و صد البته بهبود روابط عاطفی‌مان با خانواده، همسر، فرزندان و دوستان و آشنایان و اطرافیان‌مان نیاز داریم را بیاموزیم. 

روزنامه «آرمان» در گزارشی با عنوان «پشتکار و نشاط، اساسی‌ترین تفاوت بین شکست و پیروزی» می نویسد: تعریف مرسوم پشتکار این است که ناامید یا تسلیم نشویم، سرسختی کنیم و با وجود موانع و مشکلات به راهمان ادامه دهیم. پس جای تعجب ندارد اگر بگوییم پشتکار اساسی‌ترین تفاوت بین شکست و پیروزی است. بنابراین چاره‌ای نداریم جز اینکه تمرین کنیم این صفت حیاتی را در خودمان تقویت کنیم. هدف‌گذاری یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت در هر تلاشی است. پس وقت بگذارید و دقیقا تعیین کنید می‌خواهید به چیزی دست پیدا کنید. مثلا آیا می‌خواهید چند کیلو از وزنتان را کم کنید، از دانشگاه دانش‌آموخته شوید، در مسابقه دو اول شوید، سیگار کشیدن را ترک کنید یا می‌خواهید در کسب‌و‌کارتان موفق شوید؟ هدفتان هرچه هست، با فکر کردن عمیق به جزئیات و راه‌های رسیدن به آن، مسیرتان روشن‌تر می‌شود و راحت‌تر می‌توانید شروع کنید.

در ادامه این مطلب می خوانیم:‌ وقتی به عقب نگاه می‌کنید و می‌بینید که برای موفقیت و رسیدن به هدفتان بر چه موانع و مشکلاتی غلبه کرده‌اید، احساس عالی پیروزی را تجربه خواهید کرد. پیروزی نهایی شما در راهی است که طی کرده‌اید و احساس رضایت، نشاط و غروری که از پشتکار و سرسختی خواهید داشت، شیرینی موفقیت را دوچندان می‌کند.

روزنامه «دنیای حقوق» در گزارشی با عنوان «عواملی که انگیزه حرکت، تلاش و نشاط را کم و زیاد می‌کند»‌ می نویسد:‌ در کودکی اشیا را می‌‌کشیم و هل می‌‌دهیم، آنها را تکان می‌‌دهیم و با خود به این طرف و آن طرف می‌‌بریم، درباره اشیای دور و برمان سؤال می‌‌کنیم. وقتی بزرگ می‌‌شویم در بازی‌ها شرکت می‌‌کنیم، معماها را حل می‌‌کنیم، فعالیت‌‌هایی را به عهده می‌‌گیریم، می‌‌سازیم و سازمان می‌‌دهیم، در یک میدان بارها می‌‌دویم و چالاک در یک پارک راه می‌‌رویم، چرا این رفتارها را انجام می‌‌دهیم؟ زیرا این فعالیت‌‌ها ذاتاً جالب و لذت‌بخش هستند. 

وقتی که یک فعالیت به نیازهای ما مربوط می‌‌شود احساس علاقه می‌کنیم، وقتی که یک فعالیت نیازهای ما را ارضا می‌کند، احساس خشنودی می‌‌کنیم، بازی کردن، حل کردن معماها و انجام دادن کارها نیازهای روانی ما را ارضا می‌‌کند. انسان‌‌ها علاوه بر نیازهای جسمانی مثل آب و غذا، نیازهای روانی هم دارند که شامل نیازهای پیشرفت، پیوند‌جویی، صمیمیت و قدرت هستند که به صورت فطری در انسان‌‌ها وجود دارد و زمانی احساس‌ آرامش می‌کنند که خود تصمیم بگیرند به چه فعالیتی بپردازند یا نپردازند زیرا زمانی که احساس می‌کنیم حق انتخاب داریم و امکان تصمیم‌گیری در مورد چندین انتخاب را در اختیارمان بگذارند آن فعالیت برای ما لذت‌بخش خواهد بود و زمانی که اجبار و کنترل بیرونی وجود داشته باشد لذت آن رفتار گرفته می‌شود. 

در ادامه این گزارش آمده است: دو نوع انگیزش داریم شامل انگیزش درونی و انگیزش بیرونی برای حرکت و تلاش. وقتی تکالیفی را انجام دهیم که در آن احساس شایستگی و خود‌مختاری می‌‌کنیم و برای انجام آن منتظر پاداش خاصی نیستیم و تحت تأثیر فشارهای بیرونی هم قرار نداریم، مثل خواندن کتاب که ممکن است ساعت‌ها ما را درگیر خود کند، نواختن یک ساز یا استفاده از رایانه که هدف سرگرم‌سازی یا پرورش مهارت‌هاست، این شرایط باعث می‌‌شود نیازهای روانی ما ارضا شود و این نمونه‌ای از انگیزش درونی است. ولی انگیزش بیرونی با مشوق‌‌های بیرونی همراه است، یعنی کارمند یا دانش‌آموز روزهای بسیاری را تلاش می‌‌کند که پاداش یا هدیه‌ای را به دست آورد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس خبری