کد خبر: ۱۴۵۸۰۷
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۶:۵۰
عبدالله ناصري
 نتايج انتخابات مجلس دهم به گفته عبدالله ناصري، عضو بنياد باران اگرچه كاملا دور از حد تصور نيروهاي سياسي كشور بود اما نقطه عطف تغييراتي مهم و اساسي هم بود. اين فعال سياسي اصلاح‌طلب معتقد است كه شكست جريان افراطي موتور محرك تغييرات مهمي در نهادهاي انتخابي و غير انتخابي در آينده خواهد بود. او همچنين به تشريح آرايش سياسي در مجلس دهم مي‌پردازد.

 با توجه به پيروزي ليست اميد در نتايج نهايي انتخابات، ارزيابي شما از تركيب مجلس دهم و تحول آن نسبت به مجلس نهم چيست؟

با توجه به اينكه تعداد مستقلين در اين مجلس حدود ٨٠ نفر است، آنها در مجلس دهم تعيين‌كننده هستند. مجلس دهم در بين چهار دوره اخير مجلس كشور نقطه عطف مهمي محسوب مي‌شود. حتي به يك معنا در كل تاريخ پارلمان جمهوري اسلامي مي‌توان گفت كه مجلسي نمونه است. از اين جهت كه شكل‌گيري و تركيب نهايي آن كاملا دور از تصور بود. همچنين روند قضاياي بيروني از جمله سياست داخلي و تحولات سياست خارجي قبل از روز انتخابات هفتم اسفند توانست بر سرنوشت پارلمان تاثير بگذارد. درست است كه مجلس ششم به عقيده من نقطه عطفي در تاريخ پارلمان بوده است اما بايد توجه داشت كه پس از دوم خرداد تشكيل شده بود. مجلس دهم از چند منظر داراي اهميت ويژه‌اي است. اولا از اين جهت كه توانست با پيروزي تمام عيار ليست اميد در تهران پيام مهمي را ارسال كند. اين انتخابات نشان داد جريان همسو با دولت و اصلاح‌طلب مورد پذيرش جامعه است. دوم اينكه انتخاب مردم بيش از ٩٠ درصد جريان مخالف دولت را از صحنه پارلمان دور كرد و اين براي آينده برنامه‌ريزي‌هاي كشور بسيار مفيد خواهد بود. سوم اينكه بخش قابل توجهي از اصولگرايان معتدل عملا همسو با جريان اصلاح‌طلبي و هواداران دولت قرار گرفتند و نگاه اصولگرايان معتدل نسبت به رفتارهاي سياسي گذشته‌شان تغيير كرد؛ اصولگراياني كه اساسا تحت هر شرايطي حاضر بودند هر نوع كنشگري سياسي را شكل دهند تا اصلاح‌طلبي در عرصه قدرت سياسي و اجرايي كشور نباشد، امروز از اين كار دست كشيده‌اند. با توجه به موارد ياد شده مجلس دهم نقطه عطفي در روند سياست ورزي كشورمحسوب مي‌شود.

 به چه دليل اصولگرايان معتدل به اين نتيجه رسيدند كه در كنار اصلاح‌طلبان قرار گيرند؟

مهم‌ترين دليل آن واقع‌بيني بود. اصولگرايان معتدل با واقعيت‌هاي داخلي و خارجي اين جامعه آشنا شدند. از يك سو واقعيت‌هاي بين‌المللي و شرايط منطقه‌اي كشور را به خوبي درك كردند و از سوي ديگر شرايط اقتصادي كشور و تبعات بحران‌هاي اقتصادي ناشي از تحريم‌ها را بر وضعيت اجتماعي كشور به خوبي فهميده بودند. اصولگرايان معتدل ديگر مثل گذشته فكر نمي‌كنند. دگرديسي و چرخشي كه اصولگرايان معتدل از خود نشان دادند، باعث شد كه حتي بخش‌هايي از اصولگرايان غير معتدل هم تجديد نظر و بازسازي نسبت به خود داشته باشند. برآيند اين اتفاق، فارغ از اينكه چه خط سياسي و گرايش سياسي در يك قوه حاكم شود، تعقل و خردورزي در آينده كشور خواهد بود. اين تحول در آينده مي‌تواند در نهادهاي غير انتخابي نيز تاثيرگذار باشد.
 
اصولگرايان معتدل پيش از انتخابات نيز واقع‌بيني داشتند؟ يا بحران‌هاي دوره احمدي‌نژاد بود كه به واقع‌بيني‌اي رسيدند؟

وقايع تاريخي هميشه تاثيرگذار هستند. يكي از اين وقايع تاريخي روي كار آمدن دولت احمدي‌نژاد در تاريخ معاصر ايران بود. اين اتفاق دستاوردهاي بسيار تلخي براي ملت داشت و از يك‌سو براي حاكميت و از سوي ديگر براي جامعه عبرت‌آموز بود. جامعه ايران در اين انتخابات تحت تاثير حساسيت‌ها و انگيزش‌هاي هيجاني قرار نگرفته و تصميم‌گيري نكرد. بسياري آموختند كه بايد واقعيت‌هاي كشور و دنياي بين‌الملل را درك كنند. البته به نظر من تمام اين تحولات را بايد در ماهيت انديشه اصلاحات جست‌وجو كرد. اصولگرايان معتدل و بخش قابل‌توجهي از جامعه اين واقعيت را ديدند كه جريان اصلاح‌طلبي به منافع ملي و بهينه‌سازي مديريتي كشور فكر مي‌كند. اگر چه براي رسيدن به قدرت تلاش مي‌كند اما حاضر است از منافع حزبي و گروهي خودش تحت‌الشعاع مسائل كلان كشور و منافع ملي بگذرد. عملكرد جريان اصلاحات بزرگ‌ترين عامل تاثيرگذاري بود كه توانست نقش خود را به خوبي ايفا كند و عقلاي اصولگرا با اين واقعيت آشنا شدند كه اصلاح‌طلبان واقعي و نماد رهبري اين جريان به دنبال قدرت طلبي و صرف به قدرت رسيدن در عرصه سياسي كشور نيستند بلكه بيشتر به دنبال بهسازي، قدرتمند‌سازي و توسعه كشور هستند. اينها عواملي بود كه انتخابات مجلس را نقطه عطفي در تاريخ پارلمان كشور قرار داد. به عقيده من اين تحول ادامه‌دار است. پس از اين انتخابات بسياري از جريان‌هاي برون مجلس، دولت و نهادهاي تصميم ساز حاكميتي دچار بازنگري يا لااقل دچار ترديد جدي شده‌اند. اين ترديد جدي تاثير خود را در آينده‌اي نه چندان دور بر بخشي از تصميم‌گيري‌هاي كشور خواهد گذاشت.

 وضعيت جريان تندرو را در مجلس دهم چگونه پيش‌بيني مي‌كنيد؟ جريان تندرو چگونه شكست خود را در آينده جبران خواهد كرد؟
يكي از دستاوردهاي جبري و حتمي اين انتخابات بي‌ترديد اين است كه تفكر تند و افراطي براي هميشه لااقل در عرصه قدرت، قواي سه گانه كشور يا هر نهاد تاثيرگذاري جايگاهي نخواهد داشت، مگر اينكه بخواهد با ايجاد ساختارهاي محفلي كار خود را پيش را ببرد. يكي از بهترين و شيرين‌ترين دستاوردهاي اين انتخابات همين مساله بود. اين انتخابات جريان تندرو را با اين واقعيت آشنا كرد كه در راه گذشته خود تجديد نظر كند. معتقدم كه براي حفظ خودشان حتما در آينده با نگاهي جديد وارد عرصه مبارزات مي‌شوند. يا تندروي و افراط‌گرايي را احتمالا كنار خواهند گذاشت يا نهايتا موفق مي‌شوند در ساختارهاي محفلي حركت‌هايي را عليه نهادهاي حاكميتي شكل دهند.

 آيا جريان تندرو مي‌تواند با استفاده از تريبون‌هايي كه در اختيار دارد به ايجاد شكاف در جامعه بپردازد؟
من فكر مي‌كنم اكثريت جامعه به سمت همگرايي در حركت است. اين جمله از جريان انتخابات مجلس دهم منتج مي‌شود و قابل پيش‌بيني است. حتي فكر مي‌كنم در بخشي از نهادهاي حاكميتي نيز اين اتفاق جبرا رخ خواهد داد. بالاخره بايد بپذيريم كه بعد از چهار دهه از عمر جمهوري اسلامي با نسل جديدي مواجه هستيم. حتي بخش عاطفي يا تشكيلاتي وابسته به جريان تندرو در دنياي جديد وارد شده و به مدد فناوري‌هاي جديد و اطلاع‌رساني‌هاي جديد با برخي واقعيت‌ها آشنا شده است. به مرور شاهد اين نوع حركت‌هاي تند افراطي نخواهيم بود. حتي فكر مي‌كنم در صدا و سيما نيز به تدريج شاهد تلطيف فضا خواهيم بود. با وجود همه گلايه‌هايي كه از صداو سيما و مديريت آن هست، اين سازمان هم تغيير رفتار خواهد داد و مجبور مي‌شود تا عناصر تندرو را از خود دور كند و نگاه رسانه‌اي خود را تغيير دهد. اين اتفاق به خاطر تحولات اجتماعي كشور ما در آينده ناگزير است. چرا كه قدرت جامعه براي تغيير زياد است.

 چند فراكسيون در مجلس دهم محتمل است؟

دو فراكسيون اصلي اصلاح‌طلب و اصولگرا كه نماد دو تفكر تاريخي كشور هستند، در مجلس دهم متصور است. ممكن است عناوين ديگري براي خودشان بگذارند يا فراكسيون‌هاي ديگر صنفي يا ماموريتي درون آنها شكل گيرد اما از نظر سياسي دو فراكسيون قدرتمند در مجلس آينده خواهيم داشت. فراكسيون اصلاح‌طلبي تحت نام اميد ممكن است فعاليت خود را آغاز كند و فراكسيون اصولگرايي كه نماد آن در مجلس آينده آقاي لاريجاني است، تشكيل خواهد شد. رقابت براي رياست مجلس نيز بين اين دو نفر خواهد بود. ممكن است در اين دو، فراكسيون‌هاي ديگري نيز شكل گيرد.

چگونه اصلاح‌طلبان مي‌توانند نماينده‌هاي مستقل را در مجلس جذب كنند؟

مستقل‌ها به‌طور طبيعي جذب يكي از دو فراكسيون اصلي خواهند شد. بستگي دارد كه اين دو فراكسيون برنامه و كار تشكيلاتي براي جذب اين افراد داشته باشند يا بعد از شكل‌گيري ساختار مجلس هر يك در مناسبات تشكيلاتي ميان مدت راه خود را مشخص كنند و به يكي از دو فراكسيون بپيوندند. نمايندگاني كه با پرچم مستقل وارد مجلس شدند كه حدود ٨٠ نفر هستند. به هر حال با واقعيت‌هاي موجود در جمهوري اسلامي تحزب و گرايش‌بندي سياسي خيلي سرنوشت ميموني نداشته است. همچنين جامعه هم نسبت به گرايش‌هاي سياسي به خاطر سمپاشي‌هاي رسانه‌هاي تندرو روي خوشي نشان نمي‌دهد. دولت بايد نقش خود را در اين زمينه ايفا كند. اگر مجلس آينده بتواند در حوزه تصوير‌سازي شكل‌گيري احزاب و نهادهاي مدني گام‌هاي اساسي بردارد و قوانين اثرگذاري وضع كند، نه تنها در ميان مستقلين مجلس بلكه بيرون از مجلس نيز حزب‌گرايي توسعه پيدا خواهد كرد.
 
اشاره كرديد كه دو فراكسيون اصلاح‌طلب و اصولگرا خواهيم داشت. رييس اين فراكسيون‌ها چه كساني خواهند بود؟

رياست اين دو فراكسيون اصلي با آقايان عارف و لاريجاني خواهد بود. اين دو فرد نيز براي رياست مجلس دهم با هم رقابت خواهند داشت. تلاش مي‌شود كه در قالب گفت‌وگو و تعامل، تقسيم قدرت براي رياست مجلس شكل گيرد. واقعيت اين است كه اصولگرايان و اصلاح‌طلبان عقلا بايد پرنسيب سياسي خود را حفظ كنند و فراكسيون خودشان را داشته باشند.

 جريان تندرو حاضر مي‌شود با آقاي لاريجاني در مجلس كار كند؟

جريان تندرو در مجلس دهم چندان مورد توجه نخواهد بود. اولا از لحاظ كمي بسيار محدود و انگشت شمار هستند. ثانيا جريان تندرو در مجلس نهم به يك عقبه بيرون از مجلس وصل بود كه اين عقبه بعد از انتخابات تا حدود زيادي منفعل شده است. لذا جريان تندرو با توجه به تعامل خوب و منطقي كه دو فراكسيون اصلي و سياسي كشور خواهد داشت نقش قابل توجهي در مجلس نخواهد داشت و نمي‌تواند در تصميمات دو فراكسيون اصلي اثرگذار باشد.

 با توجه به تركيب مجلس دهم به عنوان يك اصلاح‌طلب فكر مي‌كنيد دولت روحاني در يك سال باقيمانده از دوره خود بر چه حوزه‌هايي بايد تمركز كند؟
دولت خيلي تحول اقتصادي چشمگيري نمي‌تواند ايجاد كند اما به‌طور جدي بايد در عرصه مديريتي كشور تحول ايجاد كند. چه در كابينه و چه بيرون از آن بايد اين تحول را سازماندهي كند تا بتواند به نهاد اجتماعي پيام دهد. از اين طريق مي‌تواند تاثير انتخابات را اطلاع‌رساني كند. جامعه تشنه يا به عبارتي آماده تحول در عرصه مديريتي كشور است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: