کد خبر: ۱۰۹۸۱۱
تاریخ انتشار: ۰۹ خرداد ۱۳۹۴ - ۰۴:۲۱
گروهک داعش با پیشروی در سرزمین های اسلامی و سیطره ای که با رعب و وحشت برای خود ایجاد نموده، به خیال خود دولت، کشور یا خلیفه گری را ایجاد نموده که با قوانین و ابزارهای کنترلی خاص خود، اداره می شود. برای بسیاری از مردم روزگار ما اینک این سوال مطرح است که اوضاع و احوال مردمی که اسیر این گروهک قرار گرفته اند و قلمرو داعش سرزمین آنها را اشغال کرده است، تحت چه شرایطی زندگی می کنند.

به گزارش اعتدال به نقل از شفقنا، پایگاه خبری all that is interesting، با گردآوری تصاویری به توضیح چگونگی زندگی تحت حکومت داعش پرداخته است. «ریچارد استوکتون» که نویسنده ای آزاد است در این باره در این پایگاه آمریکایی نوشته است:

دولت اسلامی عراق و شام (داعش) در مسیر استدلال «استحاله تا پوچی» مقاله روشن فکری امانوئل کانت با عنوان «مذهب درون مرزهای استدلال محض» قدم برمی دارد. در آن کتاب کانت استدلال می کند که نوع بشر به طور ذاتی به سمت رفتارهای شیطانی گرایش دارد و این «شیطان رادیکال»، به طور اجتناب ناپذیری تمامی جنبه های وجود ما را فاسد می کند. در نظر کانت، مذهب نتیجه طبیعی استدلال یک مرد در تلاش برای مقابله با این شیطان رادیکال است و راه را به سوی یک وضعیت اخلاقی کاملا هدایت شده روشن می سازد.

کانت توضیح می دهد که چگونه جستجوی انسان برای خوبی به طور اجتناب ناپذیری او را به سوی یک ایمان عقلانی پیش می برد که منجر به برقراری سلطنت خداوند بر زمین می شود. این استدلال مشابه عملکرد داعش در روزگار ماست. داعش که به خیال خود حکومت خدا را بر زمین پیاده کرده است، اینک در سرزمینی یکه تازی می کند که میلیون ها نفر انسان بیگناه تحت حکومت او هدف عجیب ترین جنایت ها قرار گرفته اند.

اینکه ماجرای داعش از چه زمانی آغاز شده، مانند بسیاری از دیگر امور در بین النهرین بستگی به این دارد که این سوال را از که بپرسید و تا چه اندازه گذشته را کند و کاو کنید. ما با حمله آمریکا به عراق که نسبتا واقعه جدیدی است، شروع می کنیم.

حکومت قدرتمند سنی صدام حسین در سال 2003 سرنگون شد. مناطق شیعه نشین و کردنشین که پس از دهه ها تحمل فشار و شکنجه جای پوتین های رژیم را بر گلوهای خود مشاهده می کردند، زمان را برای قطعه قطعه کردن عراق از دست ندادند و گمان کردند که دیگر باید سرزمین هایشان برای آنها امن باشد. بغداد از نظر قومی از سنی ها پاکسازی شد؛ بسیاری از آنها به بیابان فرستاده شدند تا در سر خود کینه ها بپرورند و برای انتقام نقشه کشی کنند.

همانگونه که تاریخ نشان می دهد، زمانی که یک گروه برتر جنگ بزرگی را می بازد، خشونت ناشی از این شکست در جایی نه چندان دور کمین می کند. اینگونه داعش و گروهک های مختلف پیش از آن وقتی حملات مرحله به مرحله خود را آغاز کردند، خاک حاصلخیزی یافتند که رسما در مقابل اشغال و تصرف قرار داشت اما به طریقی نیز برنامه هایی برای کشتن تعداد زیادی از غیرنظامیان کرد و شیعه در سر داشت.

این درست همان چیزی است که گروهک دولت اسلامی عراق، که گروهکی مقدم بر گروهک دولت اسلامی عراق و شام (داعش) محسوب می شود، در سال 2013 انجام داد؛ در موصل برای کشتن کردها و در کربلا برای کشتن شیعیان بمب هایی کارگزاری کرد. در فوریه 2014 گروهک داعش روابط خود را با القاعده (که از نظر او بسیار میانه رو بود) گسست و برای کشتن شیعیان بیشتر به سوریه پیشروی کرد. قبل از آنکه مدت زمان زیادی به طول بکشد، داعش منطقه ای را تحت کنترل خود درآورد که اغلب بیابانی بود اما وسعت آن بزرگتر از بریتانیای کبیر بود.

در آغاز زندگی تحت حکومت داعش خوب بود. قیمت کالاهای پایه مانند نان و سوخت از آن رو که پول از ترکیه، همکار کلیدی داعش در تجارت قاچاق نفت جاری می شد، کاهش یافت. در جبهه ارزش های اجتماعی، در این مرحله دین سالاری بیشتر به گوشزد کردن مردم به رفتن مسجد محدود می شد و خبری از به کارگیری نیروی مستقیم نبود. مردمی که تحت حکومت خلیفه زندگی می کردند- و نسبتا گونه صحیحی از مسلمانان محسوب می شدند- کم کم داعش را به عنوان یک حامی در مقابل دولت غالبا شیعه مالکی در بغداد دیدند.

این ماه عسل اندکی پس از آنکه داعش موصل را گرفت پایان یافت. آن واقعه مابقی جهان را نیز در مورد تهدید داعش بیدار کرد و ایالات متحده یک تحریم بین المللی وضع نمود. به یک باره کمک های مالی متوقف شد و قیمت ها رو به فزونی گذاشت. داعش مجبور شد با کمبودهای آرد، آب تازه و بنزین دست به گریبان شود. در خاطر داشته باشید که کمبود بنزین در کشوری اتفاق می افتاد که نفت در حقیقت تنها منبع آن است و موصل بر برخی از غنی ترین حوزه های نفت عراق قرار داشت. به علاوه برق در موصل از قیمت تقریبا رایگان به قیمت بسیار گران رسید و تنها برای یک ساعت در روز قابل دسترسی شد. این اتفاق در حالی افتاد که موصل بر پایین رود یکی از بزرگترین سدهای هیدروالکتریک خاورمیانه قرار دارد.

بدون تجارت قابل توجه بین المللی، خلیفه ای که منابع ضعیفی در اختیار داشت، برای دستیابی به غذا و دیگر کالاهای ضروری دچار مشکل شد. اما مشکل بسیار بزرگتر دیگری که امکان ادامه حیات داعش را تهدید می کرد، عدم مشروعیت بنیادین آن بود. برای به کاراندازی یک سد هیدروالکتریک نیاز به مهندسان ماهر است و حتی برای استخراج و پالایش نفت نیاز به مهندسان بیشتری است و این درست همان چیزی بود که داعش در اختیار نداشت.

هر چقدر تلفات و صدمات در جنگ بیشتر می شد، داعش بیشتر پیشروی می کرد و برای جبران شکاف ها جنگنده های خارجی بیشتری را جذب می نمود ولی تنها اندکی از آن جهادگران خارجی در موقعیت های قدرت قرار گرفتند. ملیت های خارجی پست های اداری و شغل های فنی را در سراسر خلیفه گری برعهده گرفتند.

در حالیکه کارها به سمتی پیش می رفت که زیرساخت های خلیفه گری را تغذیه کند، گناه و فسق و فجور اوضاع مملکت را تنگ و فشرده کرد. در ابتدا پلیس مذهبی مسلمانان را به حضور در خدمت دعوت می کرد اما بعد از سقوط مسجد موصل این حضور اجباری شد و از دین برگشته ها اکنون در صورت ترک خدمت با 40 شلاق مجازات می شدند.

حرفه ای ها از جمله داروسازها باید در کلاس های ویژه مذهبی شرکت کنند تا گواهینامه بگیرند. تجارت هایی همچون شرکت های تاکسی و کامیونداران نیز باید حتی وقتی سوخت ندارند، باز بمانند. داعش همچنین حساب های بانکی خصوصی را برای کسب درآمد خود تصرف کرده است و این گروهک به زعم خود احکام کتابی آسمانی را زنده کرده است که هیچ کس طی قرون گذشته تاکنون آن را به کار نبسته تا بتواند مالیات خاصی را بر مردم تحت حکومت خود تحمیل کند!

تمامی مسلمانان تحت خلیفه گری باید زکات بپردازند؛ زکات گونه ای از مالیات اسلامی است که 2.5 درصد در آمد سالانه هر فرد را شامل می شود. بنابراین یک مسلمان در شهر رقه که درآمد خالص او 20 هزار دلار است می باید سالانه 500 دلار بپردازد. این رقم زیاد به نظر نمی رسد اما تا زمانی که شما ندانید 20 هزار دلار در سوریه قیمت یک گاری باربری برای کار و یک کلبه است و 80 درصد سوری ها ماهانه کمتر از 286 دلار درآمد دارند. با این حال سختی اوضاع اقتصادی در مورد زکات مورد توجه قرار می گیرد و کسانی که خیلی فقیر هستند همیشه مجبور نیستند مبلغ کامل را بپردازند.

اما غیرمسلمانان مجبور نیستند زکات بپردازند. در عوض آنها باید مالیات «جزیه» بدهند. این مالیاتی است که از سوی امپراطوی عثمانی وضع شده بود اما هیچ کس در خاورمیانه از دهه 1920 تاکنون مجبور به پرداخت آن نشده بود. جزیه در حکومت داعش 1، 2 یا 4 دینار بسته به میزان ثروتمندی خانوار است. 4 دینار برابر نیمی از یک انس طلا یا 660 دلار است که به ازای هر مرد در سن قانون نظامی در خانوار باید پرداخته شود.

بنابراین یک خانواده با درآمد متوسط در سوریه یعنی در حدود 3000 دلار سالیانه و سه فرزند پسر می بایست بین 1220 تا 2440 دلار سالانه بپردازد تا بتواند از حق ویژه زندگی در کشور داعش بهره مند شود! البته به ازای هر پسر که با پیوستن به ارتش موافقت کند، معافیت داده می شود که این هم به معنی زندگی در انتظار اصابت بمب های هوشمند و موشک های آتش باری است که از هواپیماهای بدون سرنشین ریخته می شود. در خاطر داشته باشید که دختران و همسران اجازه ندارند شغلی داشته باشند.

زنان نباید بدون حجاب یا همراهی یک خویشاوند مرد از خانه خارج شوند چرا که هتک حرمت و تجاوز به زنان به طور کلی در کشور داعش جرم قابل مجازاتی شناخته نمی شود. البته یک نوع مجازات در این زمینه وجود دارد و آن هم اینکه قربانیان تجاوز اگر به طور مثال با یک گواهی از بیمارستان ثابت کنند که به آنها تجاوز شده است، به جرم زنا مجازات خواهند شد!

اکثریت فعالان داعش جرایم را قابل مجازات با مرگ می دانند و جلادان این رژیم مهارت شگفت انگیزی در مدیریت کردن آن دارند. گفته می شود که داعش به طور متوسط روزانه 7 حکم مرگ در سراسر حکومت خود اجرا می کند و روش های اجرایی زیاد و متنوعی برای آنها وجود دارد که در یک مجال کوتاه نمی توان در مورد آنها توضیح داد. سنگسار کردن و سربریدن به روش سنتی رایج است، اما آتش زدن مانند مورد خلبان اردنی نیز یک گزینه است. خنجر زدن، تیراندازی، مرگ در اثر شلاق و زنده به گورکردن گزینه هایی است که در مورد همه کسانی که از سوی خلیفه محکوم می شوند روی میز قرار دارد. اغلب محکومان پیش از آنکه واقعا در مورد آنها حکم مرگ اجرا شود بارها در چنین شرایطی قرار می گیرد و به استهزا گرفته می شوند.

اخیرا داعش گروهی را به جرم همجنس بازی دستگیر کرد. اما این محکومان اگر می توانستند پول نقد کافی به عنوان فدیه تهیه کنند (به تعبیر داعش) آنها را می بخشید ولی اگر پول را تا موعد مقرر تهیه نمی کردند از پشت بام پرت شده و سنگسار می شدند.

مجازات حتی برای جرایم کوچکی همچون دزدی، شدید است و دزدان در کشور داعش سنگسار می شوند.


اکنون این سوال مطرح است که این اوضاع تا کجا پیش خواهد رفت؟ و درگیری کانت با شیطان رادیکال در بیابان عراق به چه سرانجامی خواهد رسید؟